fedayeen

[ایالات متحده]/ˌfɛdəˈjiːn/
[بریتانیا]/ˌfeɪdəˈjiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبارز چریکی عرب، به ویژه کسی که با اسرائیل مخالف است؛ عضو یک گروه چریکی مصری
Word Forms
جمعfedayeens

عبارات و ترکیب‌ها

fedayeen attack

حمله فدایین

fedayeen fighters

جنگویان فدایین

fedayeen group

گروه فدایین

fedayeen operations

عملیات‌های فدایین

fedayeen movement

جنبش فدایین

fedayeen tactics

تاکتیک‌های فدایین

fedayeen leader

رهبر فدایین

fedayeen ideology

ایدئولوژی فدایین

fedayeen mission

ماموریت فدایین

fedayeen strategy

استراتژی فدایین

جملات نمونه

the fedayeen fought bravely for their beliefs.

فدایین با شجاعت برای باورهایشان جنگیدند.

fedayeen operatives are often seen as freedom fighters.

عملیات‌های فدایین اغلب به عنوان مبارزان آزادی دیده می‌شوند.

the tactics of the fedayeen have evolved over the years.

تاکتیک‌های فدایین در طول سال‌ها تکامل یافته‌اند.

many fedayeen groups have been involved in resistance movements.

بسیاری از گروه‌های فدایین در جنبش‌های مقاومت نقش داشته‌اند.

the fedayeen are known for their guerrilla warfare strategies.

فدایین به دلیل استراتژی‌های جنگ چریکی خود مشهور هستند.

some view the fedayeen as terrorists, while others see them as heroes.

برخی فدایین را تروریست می‌دانند، در حالی که برخی دیگر آنها را قهرمان می‌بینند.

the fedayeen's actions sparked international debate.

اقدامات فدایین باعث بحث بین‌المللی شد.

fedayeen fighters often operate in small, mobile units.

مبارزان فدایین اغلب در واحدهای کوچک و قابل حمل فعالیت می‌کنند.

understanding the history of the fedayeen is crucial for political analysis.

درک تاریخچه فدایین برای تحلیل سیاسی بسیار مهم است.

the fedayeen have a complex relationship with regional politics.

فدایین رابطه پیچیده‌ای با سیاست منطقه‌ای دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید