federalize education
فدرالی کردن آموزش
federalize policy
فدرالی کردن سیاست
federalize healthcare
فدرالی کردن مراقبتهای بهداشتی
federalize resources
فدرالی کردن منابع
federalize funding
فدرالی کردن بودجه
federalize law
فدرالی کردن قانون
federalize services
فدرالی کردن خدمات
federalize authority
فدرالی کردن اختیار
federalize programs
فدرالی کردن برنامهها
federalize operations
فدرالی کردن عملیات
the government decided to federalize the education system.
دولت تصمیم گرفت سیستم آموزشی را فدرالی کند.
many argue that we should federalize healthcare for better access.
بسیاری استدلال میکنند که ما باید به منظور دسترسی بهتر، خدمات درمانی را فدرالی کنیم.
some states are pushing to federalize their transportation networks.
برخی از ایالتها در تلاشند تا شبکههای حمل و نقل خود را فدرالی کنند.
federalizing the police force could improve accountability.
فدرالی کردن نیروی پلیس میتواند مسئولیتپذیری را بهبود بخشد.
there is a debate about whether to federalize public utilities.
بحثی وجود دارد در مورد اینکه آیا خدمات عمومی را فدرالی کنیم یا خیر.
advocates believe that federalizing certain regulations is necessary.
طرفداران معتقدند که فدرالی کردن برخی از مقررات ضروری است.
some politicians want to federalize the voting process.
برخی از سیاستمداران میخواهند فرآیند رایگیری را فدرالی کنند.
federalizing the internet could help with cybersecurity issues.
فدرالی کردن اینترنت میتواند به حل مشکلات امنیت سایبری کمک کند.
the proposal to federalize labor laws is controversial.
پیشنهاد فدرالی کردن قوانین کار بحثبرانگیز است.
they plan to federalize disaster response efforts across the country.
آنها قصد دارند تلاشهای امدادرسانی در بلایا را در سراسر کشور فدرالی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید