femtometre

[ایالات متحده]/ˈfɛm.təˌmiː.tər/
[بریتانیا]/ˈfɛm.təˌmiː.tɚ/

ترجمه

n. واحد طول برابر با یک کوادریلیونم متر
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

femtometre scale

مقیاس فمتومتر

femtometre measurement

اندازه‌گیری فمتومتر

femtometre range

محدوده فمتومتر

femtometre resolution

وضوح فمتومتر

femtometre accuracy

دقت فمتومتر

femtometre precision

دقت فمتومتر

femtometre units

واحد فمتومتر

femtometre particle

ذره فمتومتر

femtometre size

اندازه فمتومتر

جملات نمونه

the length of the particle was measured in femtometres.

طول ذره با استفاده از فمتومتر اندازه‌گیری شد.

scientists can detect changes in distance as small as a femtometre.

دانشمندان می‌توانند تغییرات در فاصله به کوچکی یک فمتومتر را تشخیص دهند.

one femtometre is one quadrillionth of a metre.

یک فمتومتر برابر با یک‌تریلیونیم متر است.

the nucleus of an atom is typically a few femtometres in diameter.

هسته یک اتم معمولاً قطر کمی دارد که برابر با چند فمتومتر است.

femtometres are used in high-energy physics to describe subatomic distances.

فمتومترها در فیزیک انرژی بالا برای توصیف فواصل فرار‌ذره‌ای استفاده می‌شوند.

measurements in femtometres help scientists understand fundamental forces.

اندازه‌گیری‌ها در فمتومترها به دانشمندان کمک می‌کند تا نیروهای بنیادی را درک کنند.

the precision of the instrument can measure down to femtometres.

دقت دستگاه می‌تواند تا فمتومترها اندازه‌گیری شود.

in quantum mechanics, distances can be expressed in femtometres.

در مکانیک کوانتومی، می‌توان فاصله‌ها را بر حسب فمتومتر بیان کرد.

understanding femtometre scales is crucial for particle physics.

درک مقیاس‌های فمتومتر برای فیزیک ذرات بسیار مهم است.

femtometres play a significant role in the study of nuclear reactions.

فمتومترها نقش مهمی در مطالعه واکنش‌های هسته‌ای ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید