fenced

[ایالات متحده]/fɛnst/
[بریتانیا]/fɛnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل از fence؛ برای فرار کردن یا اجتناب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fenced area

منطقه حصار کشی

fenced yard

حیاط حصار کشی

fenced garden

باغچه حصار کشی

fenced field

زمین حصار کشی

fenced property

ملک حصار کشی

fenced playground

زمین بازی حصار کشی

fenced pasture

چمنزار حصار کشی

fenced compound

محوطه حصار کشی

fenced enclosure

فضای حصار کشی

fenced zone

منطقه حصار کشی

جملات نمونه

the garden is fenced to keep the animals out.

باغ حصارکشی شده است تا از ورود حیوانات جلوگیری شود.

they fenced the area for safety reasons.

آنها به دلیل مسائل ایمنی، منطقه را حصارکشی کردند.

the children played in the fenced yard.

کودکان در حیاط حصارکشی شده بازی کردند.

we need to have a fenced perimeter for the event.

ما به یک محدوده حصارکشی شده برای برگزاری رویداد نیاز داریم.

the property is fully fenced to ensure privacy.

این ملک به طور کامل حصارکشی شده است تا از حریم خصوصی اطمینان حاصل شود.

the fenced-off area is off-limits to visitors.

منطقه حصارکشی شده برای بازدیدکنندگان ممنوع است.

she fenced her garden to protect her plants.

او باغچه خود را حصارکشی کرد تا از گیاهان خود محافظت کند.

they fenced the playground to keep kids safe.

آنها زمین بازی را حصارکشی کردند تا از ایمنی کودکان اطمینان حاصل کنند.

the fenced section of the park is for pets only.

بخش حصارکشی شده پارک فقط برای حیوانات خانگی است.

the ranch was fenced to contain the livestock.

رنجر حصارکشی شد تا دام‌ها را در خود نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید