fencer

[ایالات متحده]/ˈfɛnsə/
[بریتانیا]/ˈfɛn sər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که شمشیربازی را تمرین می‌کند؛ شمشیرزن یا شمشیرباز زن؛ (استرالیا) فردی که حصار می‌سازد یا تعمیر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

competitive fencer

شمشیرباز رقابتی

experienced fencer

شمشیرباز با تجربه

young fencer

شمشیرباز جوان

female fencer

شمشیرباز زن

talented fencer

شمشیرباز با استعداد

junior fencer

شمشیرباز دسته پایین

elite fencer

شمشیرباز نخبه

novice fencer

شمشیرباز مبتدی

professional fencer

شمشیرباز حرفه‌ای

local fencer

شمشیرباز محلی

جملات نمونه

the fencer practiced daily to improve their skills.

شمشیرزن به طور روزانه تمرین می‌کرد تا مهارت‌های خود را بهبود بخشد.

as a fencer, she learned the importance of strategy.

همچون یک شمشیرزن، او اهمیت استراتژی را آموخت.

the fencer won the championship after months of training.

شمشیرزن پس از ماه‌های تمرین، قهرمانی را به دست آورد.

he is a talented fencer with many awards.

او یک شمشیرزن با استعداد با جوایز متعدد است.

the fencer's agility impressed the judges.

ظرافت شمشیرزن داوران را تحت تاثیر قرار داد.

training with a partner is essential for a fencer.

تمرین با یک شریک ضروری برای یک شمشیرزن است.

the fencer wore protective gear during the match.

شمشیرزن در طول مسابقه از تجهیزات محافظتی استفاده کرد.

many young athletes aspire to become a fencer.

بسیاری از ورزشکاران جوان آرزو دارند که شمشیرزن شوند.

the fencer showcased their skills in the final bout.

شمشیرزن مهارت‌های خود را در آخرین مسابقه به نمایش گذاشت.

she decided to become a fencer after watching the olympics.

او پس از تماشای المپیک تصمیم گرفت که شمشیرزن شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید