swordfighter

[ایالات متحده]/ˈsɔːdˌfaɪtə/
[بریتانیا]/ˈsɔːrdˌfaɪtər/

ترجمه

n. شخص ماهر در مبارزه با شمشیر؛ شمشیرزن؛ یک عمل‌گر یا یادگیرنده سطح مبتدی از هنرهای رزمی با شمشیر (استفاده غیررسمی/آنلاین)

عبارات و ترکیب‌ها

skilled swordfighter

شمشیرزن ماهر

young swordfighter

شمشیرزن جوان

legendary swordfighter

شمشیرزن افسانه‌ای

expert swordfighter

شمشیرزن حرفه‌ای

swordfighters duel

دوئل شمشیرزن‌ها

swordfighter training

آموزش شمشیرزن

swordfighter skills

مهارت‌های شمشیرزن

swordfighter fought

شمشیرزن جنگید

swordfighter wins

شمشیرزن پیروز می‌شود

جملات نمونه

the swordfighter drew his blade at dawn and faced his rival in the empty square.

شمشیرزن شمشیر خود را در سپیده دم بیرون کشید و در میدان خالی روبروی رقیب خود قرار گرفت.

as a seasoned swordfighter, she kept a steady stance and watched for an opening.

همانطور که یک شمشیرزن با تجربه بود، او در حالت ثابت ایستاد و منتظر فرصتی بود.

the young swordfighter trained daily to sharpen his reflexes and improve footwork.

شمشیرزن جوان به طور روزانه تمرین می‌کرد تا واکنش‌های خود را تیز کند و مهارت‌های پا را بهبود بخشد.

every swordfighter in the guild had to pass a rigorous trial before earning a badge.

هر شمشیرزن در انجمن باید قبل از دریافت نشان، یک آزمون سخت را پشت سر بگذارد.

the swordfighter delivered a swift strike, then retreated to a safe distance.

شمشیرزن ضربه سریعی وارد کرد، سپس به فاصله امنی عقب نشینی کرد.

rumors said the swordfighter carried a legendary blade with an unbroken edge.

گمان می‌رفت شمشیرزن شمشیر افسانه‌ای با لبه‌ای نشکسته حمل می‌کند.

in the tournament, the swordfighter kept his guard up and countered with precision.

در مسابقه، شمشیرزن از حالت دفاعی خود استفاده کرد و با دقت پاسخ داد.

the swordfighter took a deep breath, calmed his nerves, and entered the arena.

شمشیرزن نفس عمیقی کشید، اعصاب خود را آرام کرد و وارد عرصه شد.

a clever swordfighter uses timing, not strength, to win a close duel.

یک شمشیرزن باهوش از قدرت استفاده نمی‌کند، بلکه زمان‌بندی را برای برنده شدن در یک دوئل نزدیک به کار می‌برد.

the swordfighter parried the attack, then followed with a clean finishing move.

شمشیرزن ضربه را دفع کرد، سپس با یک حرکت پایانی تمیز ادامه داد.

after the fight, the swordfighter wiped his blade and offered a respectful bow.

پس از مبارزه، شمشیرزن شمشیر خود را تمیز کرد و تعظیم محترمانه‌ای کرد.

the swordfighter wore light armor to stay agile while protecting vital points.

شمشیرزن زره سبک پوشید تا در حین محافظت از نقاط حیاتی، چابک بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید