fens

[ایالات متحده]/fɛn/
[بریتانیا]/fɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق باتلاقی، به ویژه در شرق انگلستان

عبارات و ترکیب‌ها

fens club

باشگاه طرفداران

fens group

گروه طرفداران

fens meeting

جلسه طرفداران

fens event

رویداد طرفداران

fens page

صفحه طرفداران

fens support

حمایت طرفداران

fens network

شبکه طرفداران

fens base

پایگاه طرفداران

fens community

جامعه طرفداران

fens loyalty

وفاداری طرفداران

جملات نمونه

she earned a few fens for her hard work.

او برای کار سختش چند فنس به دست آورد.

he gave me a fens of advice about studying.

او یک فنس نصیحت در مورد مطالعه به من داد.

they divided the fens among the team members.

آنها فنس را بین اعضای تیم تقسیم کردند.

my friend has a keen fens for music.

دوست من علاقه زیادی به موسیقی دارد.

the company received several fens of feedback.

شرکت بازخورد های متعددی دریافت کرد.

she has a good fens for fashion trends.

او علاقه خوبی به مد دارد.

he showed a fens for solving complex problems.

او علاقه ای به حل مشکلات پیچیده نشان داد.

we need to gather more fens from the audience.

ما باید بازخورد بیشتری از مخاطبان جمع آوری کنیم.

she has a natural fens for languages.

او علاقه طبیعی به زبان ها دارد.

he collected a few fens during the game.

او در طول بازی چند فنس جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید