feoffees

[ایالات متحده]/fɪˈəʊfi/
[بریتانیا]/fɪˈɔfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که حق‌الزحمه یا املاکی دریافت می‌کند؛ شخصی که تحت یک سیستم فئودالی مالکیت دارد

عبارات و ترکیب‌ها

feoffee of land

مال‌دار

feoffee in trust

مال‌دار به عنوان امین

feoffee to uses

مال‌دار به منظور استفاده

feoffee's rights

حقوق مال‌دار

feoffee obligations

وظایف مال‌دار

feoffee agreement

توافق مال‌دار

feoffee responsibilities

مسئولیت‌های مال‌دار

feoffee's estate

املاک مال‌دار

feoffee designation

تعیین مال‌دار

feoffee transfer

انتقال مال‌دار

جملات نمونه

the feoffee must adhere to the terms of the trust.

واقف باید به شرایط اعتماد پایبند باشد.

a feoffee can hold property for the benefit of another.

واقف می‌تواند دارایی را به نفع دیگری نگه دارد.

the feoffee's responsibilities include managing the estate.

وظایف واقف شامل مدیریت املاک است.

it is essential for a feoffee to understand their obligations.

برای واقف درک تعهدات خود ضروری است.

in legal terms, a feoffee is a person to whom land is granted.

از نظر قانونی، واقف شخصی است که زمین به او اعطا شده است.

the feoffee must act in the best interest of the beneficiaries.

واقف باید به نفع ذینفعان عمل کند.

disputes may arise between the feoffee and the grantor.

اختلافات ممکن است بین واقف و واگذارکننده ایجاد شود.

a feoffee may be required to provide regular accountings.

ممکن است از واقف خواسته شود که گزارش‌های منظم ارائه دهد.

the role of a feoffee is crucial in estate planning.

نقش واقف در برنامه ریزی املاک بسیار مهم است.

understanding the rights of a feoffee is important for property owners.

درک حقوق واقف برای صاحبان املاک مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید