feria

[ایالات متحده]/ˈfɛrɪə/
[بریتانیا]/ˈfɛriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(در روم باستان) یک روز تعطیلات یا جشن; (در مسیحیت) روزی که روز جشن نیست، به ویژه خارج از تعطیلات مسیحی
Word Forms
جمعferias

عبارات و ترکیب‌ها

feria market

بازار feria

feria event

رویداد feria

feria schedule

برنامه feria

feria booth

غرفه feria

feria ticket

بلیط feria

feria exhibition

نمایشگاه feria

feria guide

راهنمای feria

feria organizer

سازمان‌دهنده feria

feria participant

شرکت‌کننده feria

feria venue

محل برگزاری feria

جملات نمونه

we are going to the feria this weekend.

ما این آخر هفته به فیریا می‌رویم.

the feria is known for its vibrant atmosphere.

فیریا به خاطر فضای پر جنب و جوشش معروف است.

she bought a beautiful dress at the feria.

او یک لباس زیبا در فیریا خرید.

there are many food stalls at the feria.

غذاهای زیادی در فیریا وجود دارد.

the feria features local crafts and handmade goods.

فیریا دارای صنایع دستی محلی و محصولات دست ساز است.

children enjoy the rides at the feria.

کودکان از سواری در فیریا لذت می برند.

we often visit the feria during the summer.

ما اغلب در طول تابستان از فیریا بازدید می کنیم.

the feria attracts many tourists every year.

فیریا هر سال بسیاری از گردشگران را به خود جذب می کند.

live music is a highlight of the feria.

موسیقی زنده یکی از نقاط برجسته فیریا است.

she won a prize at the feria's contest.

او در مسابقه فیریا جایزه برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید