fermenters

[ایالات متحده]/fɜːˈmɛntə/
[بریتانیا]/fərˈmɛnter/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف یا دستگاه مورد استفاده برای تخمیر؛ مخزن یا تانک تخمیر

عبارات و ترکیب‌ها

batch fermenter

واکنشگر دسته‌ای

stirred fermenter

واکنشگر هم‌جنبشی

continuous fermenter

واکنشگر پیوسته

stainless fermenter

واکنشگر ضد زنگ

fermenter design

طراحی واکنشگر

fermenter system

سیستم واکنشگر

fermenter capacity

ظرفیت واکنشگر

fermenter operation

نحوه عملکرد واکنشگر

fermenter maintenance

نگهداری واکنشگر

fermenter temperature

دمای واکنشگر

جملات نمونه

the fermenter is essential for brewing beer.

همزن برای دم کشیدن آبجو ضروری است.

we need to clean the fermenter before starting.

ما باید همزن را قبل از شروع تمیز کنیم.

he monitored the temperature inside the fermenter.

او دمای داخل همزن را کنترل کرد.

the fermenter can hold up to 500 liters of liquid.

همزن می تواند تا 500 لیتر مایع را در خود جای دهد.

different strains of yeast are used in the fermenter.

انواع مختلفی از مخمر در همزن استفاده می شود.

after fermentation, we transfer the liquid from the fermenter.

پس از تخمیر، مایع را از همزن منتقل می کنیم.

the fermenter requires regular maintenance.

همزن نیاز به نگهداری منظم دارد.

she added ingredients to the fermenter for the recipe.

او مواد لازم را برای دستور العمل به همزن اضافه کرد.

monitoring the ph level in the fermenter is crucial.

کنترل سطح pH در همزن بسیار مهم است.

the design of the fermenter affects the fermentation process.

طراحی همزن بر فرآیند تخمیر تأثیر می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید