fermentologist

[ایالات متحده]/ˌfɜːmenˈtɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/ˌfɜːrmenˈtɑːlədʒɪst/

ترجمه

n. یک دانشمند که تخصص دارد در مطالعه و کاربرد فرآیندهای فرآوری میکروبی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the fermentologist

میکروبیولوژیست

a fermentologist

یک میکروبیولوژیست

fermentologist recommends

میکروبیولوژیست توصیه می کند

fermentologist studies

میکروبیولوژیست مطالعه می کند

expert fermentologist

متخصص میکروبیولوژی

fermentologist discovers

میکروبیولوژیست کشف می کند

fermentologist's research

پژوهش میکروبیولوژیست

fermentologists analyze

میکروبیولوژیست ها تحلیل می کنند

professional fermentologist

میکروبیولوژیست حرفه ای

renowned fermentologist

میکروبیولوژیست معروف

جملات نمونه

the fermentologist carefully monitored the fermentation process.

ферمنتولوژیست به دقت فرآیند فرآوری را نظارت می‌کرد.

a skilled fermentologist can transform ordinary ingredients into exceptional beverages.

یک فرمنتولوژیست ماهر می‌تواند از مواد معمولی به نوشیدنی‌های بسیار خاص تبدیل شود.

the fermentologist experimented with new yeast strains for better flavor.

فرمنتولوژیست با استفاده از جدیدترین رشته‌های مخمر برای طعم بهتر آزمایش کرد.

professional fermentologists often work in breweries and wineries.

فرمنتولوژیست‌های حرفه‌ای اغلب در کارخانه‌های تولید بی‌الکل و مراکز تولید شراب کار می‌کنند.

the head fermentologist oversees quality control in the production facility.

فرمنتولوژیست رئیس کنترل کیفیت را در مراکز تولید نظارت می‌کند.

an experienced fermentologist understands the science of microbial cultures.

یک فرمنتولوژیست با تجربه علم فرهنگ‌های میکروبی را می‌فهمد.

the fermentologist collaborated with chefs to create innovative food products.

فرمنتولوژیست با پоварان همکاری کرد تا محصولات غذایی نوآورانه ایجاد کنند.

modern fermentologists use advanced technology to optimize fermentation.

فرمنتولوژیست‌های مدرن از فناوری پیشرفته برای بهینه‌سازی فرآوری استفاده می‌کنند.

the fermentologist documented every step of the brewing process.

فرمنتولوژیست هر مرحله فرآیند تهیه نوشیدنی را ثبت کرد.

young scientists aspire to become fermentologists in the craft beer industry.

دانشمندان جوان به دنبال شغل فرمنتولوژیست در صنعت نوشیدنی‌های سنتی هستند.

the fermentologist adjusted the temperature to improve fermentation efficiency.

فرمنتولوژیست دمای را تنظیم کرد تا بهره‌وری فرآوری را بهبود بخشد.

certified fermentologists must complete specialized training programs.

فرمنتولوژیست‌های معتبر باید دوره‌های آموزشی ویژه را کامل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید