ferried across
به عرض منتقل شد
ferried away
دور برد
ferried back
برگشت
ferried over
از آن طرف برد
ferried around
گشت و گذار کرد
ferried in
وارد کرد
ferried out
خارج کرد
ferried to
به آنجا برد
ferried home
به خانه برد
ferried safely
به سلامت برد
the boat ferried passengers across the river.
کشتی مسافران را از رودخانه عبور داد.
they ferried supplies to the remote village.
آنها مواد غذیه را به روستای دورافتاده رساندند.
the shuttle ferried employees to the office.
شاتل کارکنان را به دفتر رساند.
he ferried his family to the island for vacation.
او خانوادهاش را برای تعطیلات به جزیره رساند.
she ferried her friends around the city.
او دوستانش را در اطراف شهر رساند.
the service ferried tourists to various attractions.
خدمات گردشگران را به جاذبههای مختلف رساند.
they ferried injured soldiers to the hospital.
آنها سربازان مجروح را به بیمارستان رساندند.
the ferry ferried cars across the bay.
فری اتومبیلها را از خلیج عبور داد.
we ferried our gear to the campsite.
ما وسایل خود را به محل کمپ رساندیم.
the company ferried materials to the construction site.
شرکت مواد را به محل ساخت و ساز رساند.
ferried across
به عرض منتقل شد
ferried away
دور برد
ferried back
برگشت
ferried over
از آن طرف برد
ferried around
گشت و گذار کرد
ferried in
وارد کرد
ferried out
خارج کرد
ferried to
به آنجا برد
ferried home
به خانه برد
ferried safely
به سلامت برد
the boat ferried passengers across the river.
کشتی مسافران را از رودخانه عبور داد.
they ferried supplies to the remote village.
آنها مواد غذیه را به روستای دورافتاده رساندند.
the shuttle ferried employees to the office.
شاتل کارکنان را به دفتر رساند.
he ferried his family to the island for vacation.
او خانوادهاش را برای تعطیلات به جزیره رساند.
she ferried her friends around the city.
او دوستانش را در اطراف شهر رساند.
the service ferried tourists to various attractions.
خدمات گردشگران را به جاذبههای مختلف رساند.
they ferried injured soldiers to the hospital.
آنها سربازان مجروح را به بیمارستان رساندند.
the ferry ferried cars across the bay.
فری اتومبیلها را از خلیج عبور داد.
we ferried our gear to the campsite.
ما وسایل خود را به محل کمپ رساندیم.
the company ferried materials to the construction site.
شرکت مواد را به محل ساخت و ساز رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید