ferrying passengers
جابجایی مسافران
ferrying goods
جابجایی کالا
ferrying vehicles
جابجایی وسایل نقلیه
ferrying supplies
جابجایی لوازم
ferrying people
جابجایی مردم
ferrying freight
جابجایی بار
ferrying services
ارائه خدمات جابجایی
ferrying troops
جابجایی سربازان
ferrying animals
جابجایی حیوانات
ferrying cargo
جابجایی محموله
the boat is ferrying passengers across the river.
کشتی در حال انتقال مسافران از طریق رودخانه است.
they are ferrying supplies to the remote village.
آنها در حال انتقال وسایل مورد نیاز به روستای دورافتاده هستند.
the service is ferrying cars to the island.
خدمات در حال انتقال خودروها به جزیره است.
ferrying people to safety is our top priority.
انتقال افراد به سلامت اولویت اصلی ما است.
she enjoys ferrying her friends around the city.
او از انتقال دوستانش در اطراف شهر لذت می برد.
the company specializes in ferrying goods internationally.
این شرکت در انتقال کالاها به طور بین المللی تخصص دارد.
ferrying tourists to the scenic spots is a popular business.
انتقال گردشگران به نقاط دیدنی یک تجارت محبوب است.
they are ferrying medical supplies to the disaster area.
آنها در حال انتقال لوازم پزشکی به منطقه آسیب دیده هستند.
the ferrying of students to school is organized by the district.
انتقال دانش آموزان به مدرسه توسط منطقه سازماندهی می شود.
ferrying equipment to the site took several hours.
انتقال تجهیزات به محل چندین ساعت طول کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید