transferring

[ایالات متحده]/trænsˈfɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/trænsˈfɜrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جابجایی چیزی از یک مکان به مکان دیگر؛ فرآیند چاپ یا انتقال اطلاعات

عبارات و ترکیب‌ها

transferring data

انتقال داده

transferring files

انتقال فایل

transferring funds

انتقال وجه

transferring ownership

انتقال مالکیت

transferring calls

انتقال تماس

transferring knowledge

انتقال دانش

transferring responsibilities

انتقال مسئولیت‌ها

transferring assets

انتقال دارایی‌ها

transferring information

انتقال اطلاعات

transferring technology

انتقال فناوری

جملات نمونه

transferring data to the cloud is essential for backup.

انتقال داده‌ها به فضای ابری برای پشتیبان‌گیری ضروری است.

the company is transferring its operations overseas.

شرکت عملیات خود را به خارج از کشور منتقل می‌کند.

he is transferring schools next semester.

او ترم آینده مدرسه عوض می‌کند.

transferring files via email can be risky.

انتقال فایل‌ها از طریق ایمیل می‌تواند خطرناک باشد.

they are transferring ownership of the property.

آنها مالکیت ملک را منتقل می‌کنند.

she is transferring her skills to a new job.

او مهارت‌های خود را به یک شغل جدید منتقل می‌کند.

the bank is transferring funds to the new account.

بانک وجوه را به حساب جدید منتقل می‌کند.

transferring responsibilities can improve team efficiency.

انتقال مسئولیت‌ها می‌تواند کارایی تیم را بهبود بخشد.

he is transferring his membership to another club.

او عضویت خود را به باشگاه دیگری منتقل می‌کند.

transferring knowledge is key to effective training.

انتقال دانش برای آموزش موثر کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید