fertilised egg
تخم بارور
fertilised ovum
تخم بارور
fertilised seed
بذر بارور
fertilised embryo
جفت بارور
fertilised cell
سلول بارور
fertilised plant
گیاه بارور
fertilised tissue
بافت بارور
fertilised culture
کشت بارور
fertilised larva
لارو بارور
fertilised zygote
زیگوت بارور
the seeds were fertilised to ensure a good harvest.
بذرها برای اطمینان از برداشت خوب، کوددهی شدند.
the farmer fertilised the crops in early spring.
کشاورز محصولات را در اوایل بهار کوددهی کرد.
she used organic methods to fertilise her garden.
او از روشهای ارگانیک برای کوددهی باغ خود استفاده کرد.
fertilised eggs can develop into healthy embryos.
تخمهای کوددهی شده میتوانند به جنینهای سالم تبدیل شوند.
the scientist studied how fertilised cells divide.
دانشمند نحوه تقسیم سلولهای کوددهی شده را مطالعه کرد.
they decided to fertilise the soil before planting.
آنها تصمیم گرفتند قبل از کاشت، خاک را کوددهی کنند.
fertilised fish can produce a larger number of offspring.
ماهیهای کوددهی شده میتوانند تعداد بیشتری نوزاد تولید کنند.
farmers often fertilise their fields to boost yield.
کشاورزان اغلب برای افزایش عملکرد، مزارع خود را کوددهی میکنند.
the laboratory successfully fertilised the embryos.
آزمایشگاه با موفقیت جنینها را کوددهی کرد.
she carefully monitored the fertilised plants' growth.
او با دقت رشد گیاهان کوددهی شده را رصد کرد.
fertilised egg
تخم بارور
fertilised ovum
تخم بارور
fertilised seed
بذر بارور
fertilised embryo
جفت بارور
fertilised cell
سلول بارور
fertilised plant
گیاه بارور
fertilised tissue
بافت بارور
fertilised culture
کشت بارور
fertilised larva
لارو بارور
fertilised zygote
زیگوت بارور
the seeds were fertilised to ensure a good harvest.
بذرها برای اطمینان از برداشت خوب، کوددهی شدند.
the farmer fertilised the crops in early spring.
کشاورز محصولات را در اوایل بهار کوددهی کرد.
she used organic methods to fertilise her garden.
او از روشهای ارگانیک برای کوددهی باغ خود استفاده کرد.
fertilised eggs can develop into healthy embryos.
تخمهای کوددهی شده میتوانند به جنینهای سالم تبدیل شوند.
the scientist studied how fertilised cells divide.
دانشمند نحوه تقسیم سلولهای کوددهی شده را مطالعه کرد.
they decided to fertilise the soil before planting.
آنها تصمیم گرفتند قبل از کاشت، خاک را کوددهی کنند.
fertilised fish can produce a larger number of offspring.
ماهیهای کوددهی شده میتوانند تعداد بیشتری نوزاد تولید کنند.
farmers often fertilise their fields to boost yield.
کشاورزان اغلب برای افزایش عملکرد، مزارع خود را کوددهی میکنند.
the laboratory successfully fertilised the embryos.
آزمایشگاه با موفقیت جنینها را کوددهی کرد.
she carefully monitored the fertilised plants' growth.
او با دقت رشد گیاهان کوددهی شده را رصد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید