fertilized

[ایالات متحده]/'fə:rtilaizd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بارور شده

عبارات و ترکیب‌ها

fertilized egg

تخم مرغ بارور

fertilized soil

خاک حاصلخیز

fertilized ovum

تخم لقاح شده

جملات نمونه

I fertilized the lawn and nuked the weeds.

من چمن را کوددهی کردم و علف‌های هرز را از بین بردم.

an egg fertilized in vitro; in vitro fertilization.

یک تخم لقاح شده در آزمایشگاه; باروری آزمایشگاهی.

In human reproduction,one female egg is usually fertilized by one sperm.

در تولید مثل انسان، معمولاً یک تخمک زنانه توسط یک اسپرم لقاح داده می‌شود.

Identical twins are also called monozygote twins because they develop from the splitting of a single fertilized egg.

دوقلوهای یکسان نیز به عنوان دوقلوهای مونو زیگوت شناخته می‌شوند زیرا از تقسیم یک تخم لقاح شده تک ایجاد می‌شوند.

The farmer fertilized the soil before planting the seeds.

کشاورز قبل از کاشتن بذرها، خاک را کوددهی کرد.

The fertilized egg developed into a healthy embryo.

تخم لقاح شده به یک جنین سالم تبدیل شد.

The doctor advised the couple to wait until the fertilized egg implanted in the uterus.

پزشک به زوج توصیه کرد تا زمانی که تخم لقاح شده در رحم جایگزین شود صبر کنند.

Fertilized chicken eggs are commonly used in cooking and baking.

تخم‌های مرغ لقاح داده شده معمولاً در پخت و پز استفاده می‌شوند.

The fertilized ovum travels down the fallopian tube to the uterus for implantation.

تخم لقاح شده از طریق لوله فالوپ به رحم برای جایگزینی حرکت می‌کند.

In vitro fertilization is a process where fertilized eggs are implanted in the uterus.

باروری آزمایشگاهی فرآیندی است که در آن تخم‌های لقاح داده شده در رحم جایگزین می‌شوند.

The fertilized soil yielded a bountiful harvest of fruits and vegetables.

خاک کوددهی شده، برداشت فراوانی از میوه‌ها و سبزیجات به دست آورد.

The fertilized coral eggs developed into larvae that settled on the ocean floor.

تخم‌های مرجان لقاح داده شده به لارو تبدیل شدند که در کف اقیانوس ساکن شدند.

The farmer used organic fertilizers to enrich the soil and promote plant growth.

کشاورز از کودهای آلی برای غنی کردن خاک و ترویج رشد گیاهان استفاده کرد.

The fertilized duck eggs are a popular delicacy in some Asian countries.

تخم‌های اردک لقاح داده شده یک غذای خوشمزه محبوب در برخی از کشورهای آسیایی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید