feted guests
مهمانان مورد استقبال
feted artist
هنرمند مورد استقبال
feted hero
قهرمان مورد استقبال
feted author
نویسنده مورد استقبال
feted leader
رهبر مورد استقبال
feted champion
قهرمان مورد استقبال
feted winner
برنده مورد استقبال
feted performer
اجرا کننده مورد استقبال
feted scientist
دانشمند مورد استقبال
feted achiever
به دست آورنده مورد استقبال
the artist was feted at the gala for her outstanding contributions to the art world.
هنرمند در گالا به خاطر مشارکتهای برجستهاش در دنیای هنر مورد تجلیل قرار گرفت.
after winning the award, he was feted by his colleagues at a surprise party.
پس از دریافت جایزه، او توسط همکارانش در یک مهمانی غافلگیرکننده مورد تجلیل قرار گرفت.
the new restaurant was feted by food critics for its innovative menu.
رستوران جدید توسط منتقدان غذا به دلیل منوی نوآورانه آن مورد تحسین قرار گرفت.
she was feted as a hero after saving the child from drowning.
او پس از نجات کودک از غرق شدن به عنوان قهرمان مورد تجلیل قرار گرفت.
the team was feted for their remarkable performance during the championship.
تیم به خاطر عملکرد فوقالعادهشان در طول مسابقات قهرمانی مورد تجلیل قرار گرفت.
during the ceremony, the scientist was feted for his groundbreaking research.
در طول مراسم، دانشمند به خاطر تحقیقات پیشگامانهاش مورد تجلیل قرار گرفت.
the author was feted at the book launch for her latest novel.
نویسنده در زمان معرفی کتاب به خاطر رمان جدیدش مورد تجلیل قرار گرفت.
at the festival, the local musicians were feted for their cultural contributions.
در جشنواره، نوازندگان محلی به خاطر مشارکتهای فرهنگیشان مورد تجلیل قرار گرفتند.
the philanthropist was feted for her generous donations to the community.
خیرخواه به خاطر کمکهای سخاوتمندانهاش به جامعه مورد تجلیل قرار گرفت.
he was feted by fans after his remarkable comeback in the sport.
او پس از بازگشت چشمگیرش به ورزش، توسط طرفداران مورد تجلیل قرار گرفت.
feted guests
مهمانان مورد استقبال
feted artist
هنرمند مورد استقبال
feted hero
قهرمان مورد استقبال
feted author
نویسنده مورد استقبال
feted leader
رهبر مورد استقبال
feted champion
قهرمان مورد استقبال
feted winner
برنده مورد استقبال
feted performer
اجرا کننده مورد استقبال
feted scientist
دانشمند مورد استقبال
feted achiever
به دست آورنده مورد استقبال
the artist was feted at the gala for her outstanding contributions to the art world.
هنرمند در گالا به خاطر مشارکتهای برجستهاش در دنیای هنر مورد تجلیل قرار گرفت.
after winning the award, he was feted by his colleagues at a surprise party.
پس از دریافت جایزه، او توسط همکارانش در یک مهمانی غافلگیرکننده مورد تجلیل قرار گرفت.
the new restaurant was feted by food critics for its innovative menu.
رستوران جدید توسط منتقدان غذا به دلیل منوی نوآورانه آن مورد تحسین قرار گرفت.
she was feted as a hero after saving the child from drowning.
او پس از نجات کودک از غرق شدن به عنوان قهرمان مورد تجلیل قرار گرفت.
the team was feted for their remarkable performance during the championship.
تیم به خاطر عملکرد فوقالعادهشان در طول مسابقات قهرمانی مورد تجلیل قرار گرفت.
during the ceremony, the scientist was feted for his groundbreaking research.
در طول مراسم، دانشمند به خاطر تحقیقات پیشگامانهاش مورد تجلیل قرار گرفت.
the author was feted at the book launch for her latest novel.
نویسنده در زمان معرفی کتاب به خاطر رمان جدیدش مورد تجلیل قرار گرفت.
at the festival, the local musicians were feted for their cultural contributions.
در جشنواره، نوازندگان محلی به خاطر مشارکتهای فرهنگیشان مورد تجلیل قرار گرفتند.
the philanthropist was feted for her generous donations to the community.
خیرخواه به خاطر کمکهای سخاوتمندانهاش به جامعه مورد تجلیل قرار گرفت.
he was feted by fans after his remarkable comeback in the sport.
او پس از بازگشت چشمگیرش به ورزش، توسط طرفداران مورد تجلیل قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید