| جمع | fetishists |
sexual fetishist
علاقهمند جنسی
foot fetishist
علاقهمند پا
clothing fetishist
علاقهمند لباس
object fetishist
علاقهمند اشیاء
fetishist community
جامعهی علاقمندان
fetishist tendencies
گرایشهای علاقمندان
fetishist culture
فرهنگ علاقمندان
fetishist behavior
رفتار علاقمندان
fetishist group
گروه علاقمندان
fetishist interest
علاقهی علاقمندان
he is a known fetishist who collects unusual items.
او یک فرد مبتذل شناخته شده است که اقلام غیرمعمول جمع آوری می کند.
many fetishists find comfort in their unique interests.
بسیاری از افراد مبتذل در علایق منحصر به فرد خود آرامش پیدا می کنند.
she identifies as a fetishist and embraces her lifestyle.
او خود را مبتذل معرفی می کند و از سبک زندگی خود لذت می برد.
fetishists often gather at conventions to share their passions.
افراد مبتذل اغلب در نمایشگاه ها گرد هم می آیند تا اشتیاق خود را به اشتراک بگذارند.
understanding the mind of a fetishist can be complex.
درک ذهن یک فرد مبتذل می تواند پیچیده باشد.
he was surprised to discover he was a fetishist.
او از کشف اینکه مبتذل بود تعجب کرد.
fetishists may have specific preferences that define their interests.
افراد مبتذل ممکن است ترجیحات خاصی داشته باشند که علایق آنها را تعریف می کند.
there are online communities for fetishists to connect.
جامعه های آنلاین برای افراد مبتذل وجود دارد تا ارتباط برقرار کنند.
being a fetishist doesn't mean one is abnormal.
مبتذل بودن به این معنی نیست که فرد غیرطبیعی است.
she wrote a book exploring the life of a fetishist.
او کتابی در مورد بررسی زندگی یک فرد مبتذل نوشت.
sexual fetishist
علاقهمند جنسی
foot fetishist
علاقهمند پا
clothing fetishist
علاقهمند لباس
object fetishist
علاقهمند اشیاء
fetishist community
جامعهی علاقمندان
fetishist tendencies
گرایشهای علاقمندان
fetishist culture
فرهنگ علاقمندان
fetishist behavior
رفتار علاقمندان
fetishist group
گروه علاقمندان
fetishist interest
علاقهی علاقمندان
he is a known fetishist who collects unusual items.
او یک فرد مبتذل شناخته شده است که اقلام غیرمعمول جمع آوری می کند.
many fetishists find comfort in their unique interests.
بسیاری از افراد مبتذل در علایق منحصر به فرد خود آرامش پیدا می کنند.
she identifies as a fetishist and embraces her lifestyle.
او خود را مبتذل معرفی می کند و از سبک زندگی خود لذت می برد.
fetishists often gather at conventions to share their passions.
افراد مبتذل اغلب در نمایشگاه ها گرد هم می آیند تا اشتیاق خود را به اشتراک بگذارند.
understanding the mind of a fetishist can be complex.
درک ذهن یک فرد مبتذل می تواند پیچیده باشد.
he was surprised to discover he was a fetishist.
او از کشف اینکه مبتذل بود تعجب کرد.
fetishists may have specific preferences that define their interests.
افراد مبتذل ممکن است ترجیحات خاصی داشته باشند که علایق آنها را تعریف می کند.
there are online communities for fetishists to connect.
جامعه های آنلاین برای افراد مبتذل وجود دارد تا ارتباط برقرار کنند.
being a fetishist doesn't mean one is abnormal.
مبتذل بودن به این معنی نیست که فرد غیرطبیعی است.
she wrote a book exploring the life of a fetishist.
او کتابی در مورد بررسی زندگی یک فرد مبتذل نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید