fever-inducing heat
گرماي ایجاد کننده تب
fever-inducing food
غذای ایجاد کننده تب
fever-inducing scent
بوی ایجاد کننده تب
highly fever-inducing
خیلی ایجاد کننده تب
fever-inducing performance
عملکرد ایجاد کننده تب
fever-inducing music
موسیقی ایجاد کننده تب
fever-inducing passion
شوق ایجاد کننده تب
fever-inducing atmosphere
اتمسفر ایجاد کننده تب
the intense sun created a fever-inducing heatwave across the plains.
خورشید شدید باعث ایجاد موج گرما علیه گرمازایی در سرزمینها شد.
exposure to the fever-inducing bacteria caused a widespread illness.
معرض شدن به باکتریهای گرمازایی باعث بروز بیماری گسترده شد.
the spicy curry was surprisingly fever-inducing for some diners.
کری فلفلی به طور شگفتآوری گرمازایی برای برخی از مشتریان بود.
we sought shelter from the fever-inducing afternoon sun.
ما از خورشید گرم بعد از ظهر پناه گرفتیم.
the political debate became a fever-inducing spectacle for the audience.
مباحثه سیاسی به یک نمایش گرمازایی برای حضار تبدیل شد.
the news report detailed a fever-inducing virus spreading rapidly.
گزارش خبری جزئیات یک ویروس گرمازایی را که به سرعت پخش میشد، ارائه داد.
the workout was so intense it was almost fever-inducing.
ورکاوت به اندازهای شدید بود که تقریباً گرمازایی میکرد.
the film's passionate climax was fever-inducing for the viewers.
کلیمکس شدید فیلم گرمازایی برای ناظرین بود.
the concert's energy was fever-inducing and exhilarating.
انرژی کنسرت گرمازایی و شگفتآور بود.
the speaker's rhetoric proved fever-inducing for the crowd.
رhetoric سخنران گرمازایی برای جمع حاضر ثابت شد.
the desert landscape presented a fever-inducing challenge to the hikers.
منظره صحرا یک چالش گرمازایی برای پیادهرویکنندگان ایجاد کرد.
fever-inducing heat
گرماي ایجاد کننده تب
fever-inducing food
غذای ایجاد کننده تب
fever-inducing scent
بوی ایجاد کننده تب
highly fever-inducing
خیلی ایجاد کننده تب
fever-inducing performance
عملکرد ایجاد کننده تب
fever-inducing music
موسیقی ایجاد کننده تب
fever-inducing passion
شوق ایجاد کننده تب
fever-inducing atmosphere
اتمسفر ایجاد کننده تب
the intense sun created a fever-inducing heatwave across the plains.
خورشید شدید باعث ایجاد موج گرما علیه گرمازایی در سرزمینها شد.
exposure to the fever-inducing bacteria caused a widespread illness.
معرض شدن به باکتریهای گرمازایی باعث بروز بیماری گسترده شد.
the spicy curry was surprisingly fever-inducing for some diners.
کری فلفلی به طور شگفتآوری گرمازایی برای برخی از مشتریان بود.
we sought shelter from the fever-inducing afternoon sun.
ما از خورشید گرم بعد از ظهر پناه گرفتیم.
the political debate became a fever-inducing spectacle for the audience.
مباحثه سیاسی به یک نمایش گرمازایی برای حضار تبدیل شد.
the news report detailed a fever-inducing virus spreading rapidly.
گزارش خبری جزئیات یک ویروس گرمازایی را که به سرعت پخش میشد، ارائه داد.
the workout was so intense it was almost fever-inducing.
ورکاوت به اندازهای شدید بود که تقریباً گرمازایی میکرد.
the film's passionate climax was fever-inducing for the viewers.
کلیمکس شدید فیلم گرمازایی برای ناظرین بود.
the concert's energy was fever-inducing and exhilarating.
انرژی کنسرت گرمازایی و شگفتآور بود.
the speaker's rhetoric proved fever-inducing for the crowd.
رhetoric سخنران گرمازایی برای جمع حاضر ثابت شد.
the desert landscape presented a fever-inducing challenge to the hikers.
منظره صحرا یک چالش گرمازایی برای پیادهرویکنندگان ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید