fiascoes

[ایالات متحده]/fiˈæskəʊz/
[بریتانیا]/fiˈæskos/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکست‌های کامل

عبارات و ترکیب‌ها

public fiascoes

شکست‌های علنی

political fiascoes

شکست‌های سیاسی

major fiascoes

شکست‌های بزرگ

recent fiascoes

شکست‌های اخیر

business fiascoes

شکست‌های تجاری

historical fiascoes

شکست‌های تاریخی

notable fiascoes

شکست‌های قابل توجه

media fiascoes

شکست‌های رسانه ای

social fiascoes

شکست‌های اجتماعی

economic fiascoes

شکست‌های اقتصادی

جملات نمونه

the project ended in one of the biggest fiascoes in company history.

پروژه در یکی از بزرگترین شکست‌های تاریخ شرکت به پایان رسید.

his attempts to organize the event were complete fiascoes.

تلاش‌های او برای سازماندهی رویداد، مجموعه‌ای از شکست‌ها بود.

they learned valuable lessons from their past fiascoes.

آنها درس‌های ارزشمندی از شکست‌های گذشته خود آموختند.

the marketing campaign turned into a series of fiascoes.

کمپین بازاریابی به مجموعه‌ای از شکست‌ها تبدیل شد.

her cooking experiments often result in culinary fiascoes.

آزمایش‌های آشپزی او اغلب منجر به شکست‌های آشپزی می‌شوند.

they tried to avoid the fiascoes of previous years.

آنها سعی کردند از شکست‌های سال‌های گذشته اجتناب کنند.

financial fiascoes can lead to serious consequences for investors.

شکست‌های مالی می‌توانند منجر به عواقب جدی برای سرمایه‌گذاران شوند.

the team's strategy was filled with fiascoes and miscalculations.

استراتژی تیم مملو از شکست‌ها و محاسبات اشتباه بود.

public relations fiascoes can damage a brand's reputation.

شکست‌های روابط عمومی می‌توانند به شهرت یک برند آسیب برسانند.

his political career was marred by several major fiascoes.

حرفه سیاسی او با چندین شکست بزرگ لکه‌دار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید