debacles

[ایالات متحده]/dɪˈbɑːklz/
[بریتانیا]/dɪˈbɑklz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکست ناگهانی و کامل؛ یک شکست سنگین؛ فرار آشفته یک ارتش شکست‌خورده

عبارات و ترکیب‌ها

public debacles

شکست‌های علنی

political debacles

شکست‌های سیاسی

financial debacles

شکست‌های مالی

major debacles

شکست‌های بزرگ

recent debacles

شکست‌های اخیر

historical debacles

شکست‌های تاریخی

corporate debacles

شکست‌های شرکتی

sports debacles

شکست‌های ورزشی

media debacles

شکست‌های رسانه ای

social debacles

شکست‌های اجتماعی

جملات نمونه

his career was marked by several public debacles.

مسیر حرفه‌ای او با چندین رسوایی علنی مشخص شد.

the company's financial debacles led to significant layoffs.

رسوایی‌های مالی شرکت منجر به تعدیلات گسترده شد.

they learned valuable lessons from their past debacles.

آنها درس‌های ارزشمندی از رسوایی‌های گذشته خود آموختند.

the political debacles affected the trust of the citizens.

رسوایی‌های سیاسی بر اعتماد شهروندان تأثیر گذاشت.

after the debacles, the team needed to rebuild its reputation.

پس از رسوایی‌ها، تیم به بازسازی شهرت خود نیاز داشت.

his attempts to fix the debacles were met with skepticism.

تلاش‌های او برای رفع رسوایی‌ها با بدبینی روبرو شد.

the event was plagued by technical debacles.

این رویداد با رسوایی‌های فنی آزار داده می‌شد.

she wrote a book about her experiences with debacles in business.

او کتابی در مورد تجربیات خود با رسوایی‌ها در کسب و کار نوشت.

debacles in leadership can lead to organizational chaos.

رسوایی‌ها در رهبری می‌تواند منجر به هرج و مرج سازمانی شود.

they managed to turn their debacles into opportunities for growth.

آنها توانستند رسوایی‌های خود را به فرصت‌هایی برای رشد تبدیل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید