public debacles
شکستهای علنی
political debacles
شکستهای سیاسی
financial debacles
شکستهای مالی
major debacles
شکستهای بزرگ
recent debacles
شکستهای اخیر
historical debacles
شکستهای تاریخی
corporate debacles
شکستهای شرکتی
sports debacles
شکستهای ورزشی
media debacles
شکستهای رسانه ای
social debacles
شکستهای اجتماعی
his career was marked by several public debacles.
مسیر حرفهای او با چندین رسوایی علنی مشخص شد.
the company's financial debacles led to significant layoffs.
رسواییهای مالی شرکت منجر به تعدیلات گسترده شد.
they learned valuable lessons from their past debacles.
آنها درسهای ارزشمندی از رسواییهای گذشته خود آموختند.
the political debacles affected the trust of the citizens.
رسواییهای سیاسی بر اعتماد شهروندان تأثیر گذاشت.
after the debacles, the team needed to rebuild its reputation.
پس از رسواییها، تیم به بازسازی شهرت خود نیاز داشت.
his attempts to fix the debacles were met with skepticism.
تلاشهای او برای رفع رسواییها با بدبینی روبرو شد.
the event was plagued by technical debacles.
این رویداد با رسواییهای فنی آزار داده میشد.
she wrote a book about her experiences with debacles in business.
او کتابی در مورد تجربیات خود با رسواییها در کسب و کار نوشت.
debacles in leadership can lead to organizational chaos.
رسواییها در رهبری میتواند منجر به هرج و مرج سازمانی شود.
they managed to turn their debacles into opportunities for growth.
آنها توانستند رسواییهای خود را به فرصتهایی برای رشد تبدیل کنند.
public debacles
شکستهای علنی
political debacles
شکستهای سیاسی
financial debacles
شکستهای مالی
major debacles
شکستهای بزرگ
recent debacles
شکستهای اخیر
historical debacles
شکستهای تاریخی
corporate debacles
شکستهای شرکتی
sports debacles
شکستهای ورزشی
media debacles
شکستهای رسانه ای
social debacles
شکستهای اجتماعی
his career was marked by several public debacles.
مسیر حرفهای او با چندین رسوایی علنی مشخص شد.
the company's financial debacles led to significant layoffs.
رسواییهای مالی شرکت منجر به تعدیلات گسترده شد.
they learned valuable lessons from their past debacles.
آنها درسهای ارزشمندی از رسواییهای گذشته خود آموختند.
the political debacles affected the trust of the citizens.
رسواییهای سیاسی بر اعتماد شهروندان تأثیر گذاشت.
after the debacles, the team needed to rebuild its reputation.
پس از رسواییها، تیم به بازسازی شهرت خود نیاز داشت.
his attempts to fix the debacles were met with skepticism.
تلاشهای او برای رفع رسواییها با بدبینی روبرو شد.
the event was plagued by technical debacles.
این رویداد با رسواییهای فنی آزار داده میشد.
she wrote a book about her experiences with debacles in business.
او کتابی در مورد تجربیات خود با رسواییها در کسب و کار نوشت.
debacles in leadership can lead to organizational chaos.
رسواییها در رهبری میتواند منجر به هرج و مرج سازمانی شود.
they managed to turn their debacles into opportunities for growth.
آنها توانستند رسواییهای خود را به فرصتهایی برای رشد تبدیل کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید