fichu

[ایالات متحده]/ˈfiːʃuː/
[بریتانیا]/ˈfiːʧu/

ترجمه

n. یک شال مثلثی
Word Forms
جمعfichus

عبارات و ترکیب‌ها

fichu scarf

شال فیچو

fichu wrap

پیراهن فیچو

fichu style

سبک فیچو

fichu fashion

مد فیچو

fichu design

طراحی فیچو

fichu trend

روند فیچو

fichu knot

گره فیچو

fichu look

ظاهر فیچو

fichu outfit

لباس فیچو

fichu accessory

اکسسوری فیچو

جملات نمونه

she wore a fichu to keep warm.

او برای گرم ماندن یک فیچو پوشید.

the fichu added a touch of elegance to her outfit.

فیچو ظاهری شیک و باوقار به لباس او بخشید.

he admired the intricate lace on her fichu.

او از گلدانه پیچیده روی فیچوی او تحسین کرد.

fichus were popular in the 18th century.

فیچوها در قرن هجدهم محبوب بودند.

she carefully draped the fichu over her shoulders.

او با دقت فیچو را روی شانه‌هایش انداخت.

he gifted her a beautiful silk fichu.

او یک فیچوی ابریشمی زیبا به او هدیه داد.

the fichu complemented her dress perfectly.

فیچو به طور کامل با لباس او هماهنگ بود.

she chose a fichu that matched her hat.

او فیچویی را انتخاب کرد که با کلاهش مطابقت داشت.

fichus can be styled in various ways.

می‌توان فیچوها را به روش‌های مختلف استایل کرد.

he remembered his grandmother's beautiful fichu.

او فیچوی زیبای مادربزرگش را به یاد آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید