ficklenesses

[ایالات متحده]/ˈfɪk(ə)lnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfɪk(ə)lnəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی تغییرپذیری یا ناسازگاری

عبارات و ترکیب‌ها

ficklenesses of life

ناپایداری‌های زندگی

embracing ficklenesses

پذیرش ناپایداری‌ها

ficklenesses in love

ناپایداری‌ها در عشق

ficklenesses of fate

ناپایداری‌های سرنوشت

ficklenesses of nature

ناپایداری‌های طبیعت

ficklenesses of trends

ناپایداری‌های روندها

ficklenesses we face

ناپایداری‌هایی که با آن‌ها روبرو هستیم

understanding ficklenesses

درک ناپایداری‌ها

ficklenesses of opinions

ناپایداری‌های نظرات

ficklenesses of time

ناپایداری‌های زمان

جملات نمونه

his ficklenesses make it hard to trust him.

ناپایداری‌های او باعث می‌شود به سختی به او اعتماد کرد.

the ficklenesses of the weather can ruin our plans.

ناپایداری‌های هوا می‌تواند برنامه‌های ما را خراب کند.

she often complains about the ficklenesses of her friends.

او اغلب در مورد ناپایداری‌های دوستانش شکایت می‌کند.

ficklenesses in fashion trends can be confusing for shoppers.

ناپایداری‌ها در روند مد می‌تواند برای خریداران گیج‌کننده باشد.

we must adapt to the ficklenesses of the market.

ما باید با ناپایداری‌های بازار سازگار شویم.

his ficklenesses in love led to many heartbreaks.

ناپایداری‌های او در عشق منجر به دل شکستگی‌های زیادی شد.

the ficklenesses of public opinion can be challenging for politicians.

ناپایداری‌های افکار عمومی می‌تواند برای سیاستمداران چالش‌برانگیز باشد.

she learned to embrace the ficklenesses of life.

او یاد گرفت تا ناپایداری‌های زندگی را بپذیرد.

the ficklenesses of childhood friendships are often overlooked.

ناپایداری‌های دوستی‌های دوران کودکی اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

understanding the ficklenesses of human nature is essential.

درک ناپایداری‌های طبیعت انسان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید