fids

[ایالات متحده]/fɪd/
[بریتانیا]/fɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میخ یا پین چوب سخت که در rigging استفاده می‌شود؛ آشکارساز یونیزاسیون شعله در شیمی؛ دوک چوبی بزرگ یا برش ضخیم غذا

عبارات و ترکیب‌ها

fid value

مقدار fid

fid number

شماره fid

fid token

توکن fid

fid reference

ارجاع fid

fid field

فیلد fid

fid identifier

شناسه fid

fid scheme

طرح fid

fid list

لیست fid

fid status

وضعیت fid

fid code

کد fid

جملات نمونه

he decided to fid the new project with great enthusiasm.

او تصمیم گرفت پروژه جدید را با اشتیاق فراوان آغاز کند.

she managed to fid her way through the complex rules.

او موفق شد راه خود را از میان قوانین پیچیده پیدا کند.

it's important to fid the right balance in your work-life.

توجه به تعادل مناسب در کار و زندگی مهم است.

they will fid a solution to the problem soon.

آنها به زودی راه حلی برای مشکل پیدا خواهند کرد.

he needs to fid his focus during the exam.

او در طول امتحان به تمرکز خود نیاز دارد.

we should fid a way to improve communication.

ما باید راهی برای بهبود ارتباط پیدا کنیم.

she is trying to fid her passion in life.

او سعی می کند اشتیاق خود را در زندگی پیدا کند.

it's essential to fid your audience when presenting.

هنگام ارائه، شناسایی مخاطب ضروری است.

he can fid joy in small things.

او می تواند شادی را در چیزهای کوچک پیدا کند.

we need to fid a compromise that works for everyone.

ما به یک مصالحه نیاز داریم که برای همه مناسب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید