fiefs

[ایالات متحده]/fiːfs/
[بریتانیا]/fiːfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اراضی که به یک وام‌دار توسط یک ارباب در ازای وفاداری اعطا می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

feudal fiefs

املاک فئودالی

hereditary fiefs

املاک فئودالی ارثی

noble fiefs

املاک اشرافی

land fiefs

املاک زمینی

royal fiefs

املاک سلطنتی

military fiefs

املاک نظامی

vassal fiefs

املاک تحت اختیار

church fiefs

املاک کلیسا

local fiefs

املاک محلی

small fiefs

املاک کوچک

جملات نمونه

the king granted fiefs to his loyal knights.

شاه قلمروها را به شوالیه‌های وفادار خود اعطا کرد.

many fiefs were established during the medieval period.

بسیاری از قلمروها در دوره قرون وسطی تأسیس شدند.

each lord was responsible for managing his fiefs.

هر ارباب مسئولیت مدیریت قلمروهای خود را بر عهده داشت.

fiefs were often exchanged as part of political alliances.

قلمروها اغلب به عنوان بخشی از اتحادهای سیاسی مبادله می‌شدند.

the concept of fiefs played a crucial role in feudalism.

مفهوم قلمروها نقش مهمی در نظام فئودال ایفا می‌کرد.

fiefs were typically granted in return for military service.

قلمروها معمولاً در ازای خدمت نظامی اعطا می‌شدند.

some fiefs included entire villages and farmland.

برخی از قلمروها شامل کل روستاها و زمین‌های کشاورزی می‌شدند.

over time, the value of fiefs changed significantly.

با گذشت زمان، ارزش قلمروها به طور قابل توجهی تغییر کرد.

the decline of fiefs marked the end of the feudal era.

کاهش قلمروها نشان دهنده پایان عصر فئودال بود.

he inherited several fiefs from his father.

او چندین قلمرو را از پدرش به ارث برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید