vassalage

[ایالات متحده]/ˈvæsəlɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈvæsəlɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت وابستگی به یک واسیال

عبارات و ترکیب‌ها

feudal vassalage

وابستگی فئودالی

vassalage system

نظام وابستگی

vassalage obligations

الزامات وابستگی

vassalage relationship

رابطه وابستگی

vassalage contract

قرارداد وابستگی

vassalage duties

وظایف وابستگی

vassalage ties

پیوندهای وابستگی

vassalage claims

ادعاهای وابستگی

vassalage loyalty

وفاداری وابستگی

vassalage rights

حقوق وابستگی

جملات نمونه

the king demanded vassalage from his neighboring territories.

شاه خواستار وابستگی از سرزمین‌های همسایه خود بود.

vassalage was a common practice during the feudal era.

وابستگی یک عمل رایج در دوران فئودال بود.

many lords relied on vassalage to maintain their power.

بسیاری از ارباب‌ها برای حفظ قدرت خود به وابستگی متکی بودند.

vassalage often involved military obligations.

وابستگی اغلب شامل تعهدات نظامی می‌شد.

the concept of vassalage shaped medieval society.

مفهوم وابستگی شکل جامعه قرون وسطی را شکل داد.

he was granted land in exchange for his vassalage.

در ازای وابستگی‌اش، زمین به او اعطا شد.

vassalage created a network of loyalty among nobles.

وابستگی شبکه‌ای از وفاداری بین اشراف ایجاد کرد.

the decline of vassalage marked a shift in political power.

کاهش وابستگی نشان دهنده تغییر در قدرت سیاسی بود.

understanding vassalage is essential for studying feudalism.

درک وابستگی برای مطالعه فئودالیسم ضروری است.

vassalage agreements were often formalized through ceremonies.

قراردادهای وابستگی اغلب از طریق مراسم رسمیت می‌یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید