fieldnote

[ایالات متحده]/ˈfiːld.nəʊt/
[بریتانیا]/ˈfiːld.noʊt/

ترجمه

n. یک یادداشت یا نظری که در محل انجام شده است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

taking fieldnotes

دریافت یادداشت‌های میدانی

writing fieldnotes

نوشتن یادداشت‌های میدانی

recording fieldnotes

ثبت یادداشت‌های میدانی

fieldnote entry

ورود یادداشت میدانی

fieldnote journal

دفتر یادداشت‌های میدانی

fieldnote method

روش یادداشت‌های میدانی

my fieldnote

یادداشت میدانی من

fieldnote research

پژوهش یادداشت‌های میدانی

reviewing fieldnotes

بررسی یادداشت‌های میدانی

جملات نمونه

the anthropologist carefully recorded her observations in each fieldnote entry.

antroپولوگ مربوط به طور دقيق نوشته هاي خود را در هر ورودي گزارش ميدان را ثبت کرد.

fieldnote writing is an essential skill for ethnographic research.

نوشتن گزارش ميدان يک مهارت ضروري براي تحقيق اثنографي است.

researchers often review their fieldnote observations at the end of each day.

پژوهشگران اغلب گزارش هاي ميدان خود را در پايان هر روز بررسي مي کنند.

good fieldnote documentation preserves valuable cultural insights.

توصيف خوب گزارش ميدان اطلاعات فرهنگي ارزشمند را حفظ مي کند.

she maintained a detailed fieldnote journal throughout her fieldwork.

او در طول کار ميدان خود يک دفتر چهارچوب گزارش ميدان جزئي را حفظ کرد.

the fieldnote method requires careful attention to detail.

روش گزارش ميدان نيازمند توجه دقيق به جزئيات است.

fieldnote research provides rich qualitative data.

پژوهش گزارش ميدان داده هاي کيفي غنی را فراهم مي کند.

the research team collected thousands of fieldnote entries over two years.

تيم پژوهش در مدت دو سال هزاران ورودي گزارش ميدان جمع آوري کرد.

fieldnote analysis revealed patterns in community behavior.

تحليل گزارش ميدان الگوهاي رفتار جامعه را آشکار کرد.

consistent fieldnote writing improves research quality.

نوشتن گزارش ميدان به طور مداوم کيتيت پژوهش را بهبود مي بخشد.

ethnographic fieldnote traditions vary across cultures.

سنت هاي گزارش ميدان اثنографي در فرهنگ ها متفاوت است.

each fieldnote record captures the context of the observation.

هر ورودي گزارش ميدان محيط مشاهده را ثبت مي کند.

students develop the fieldnote habit during their training.

دانشجوان عادت گزارش ميدان را در دوره آموزش خود توسعه مي دهند.

the fieldnote tradition continues in modern anthropology.

سنت گزارش ميدان در آنتروپولوژي مدرن ادامه دارد.

his fieldnote observations provided crucial evidence for the study.

مشاهده گزارش ميدان او شواهد حيوتی براي مطالعه فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید