interview

[ایالات متحده]/ˈɪntəvjuː/
[بریتانیا]/ˈɪntərvjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گفتگو رو در رو، جلسه رسمی برای ارزیابی
vt. & vi. برگزاری یک جلسه رسمی برای ارزیابی
vt. داشتن جلسه با کسی برای ارزیابی یا جمع‌آوری اطلاعات.

عبارات و ترکیب‌ها

job interview

مصاحبه شغلي

interviewer

مصاحبه‌کننده

interviewee

مصاحبه شده

pre-employment interview

مصاحبه قبل از استخدام

panel interview

مصاحبه با گروه

telephone interview

مصاحبه تلفني

personal interview

مصاحبه شخصي

exclusive interview

مصاحبه اختصاصي

in-depth interview

مصاحبه عمیق

interview method

& جست‌وجو‌

group interview

مصاحبه گروهي

depth interview

مصاحبه عمیق

interview skills

مهارت مصاحبه

interview content

محتوای مصاحبه

focus group interview

مصاحبه گروهی

structured interview

مصاحبه ساختاری

unstructured interview

مصاحبه غير ساختاري

جملات نمونه

The interview was a real stinker.

مصاحبه خيلي بد بود

to do extensive prep work for the interview

براي انجام کارهاي آماده سازي براي مصاحبه .

her amateurish interviewing technique.

. تکنیک مصاحبه آماتورش

each interview was audiotaped and transcribed.

هر مصاحبه اي ضبط و رونوشت شده بود

he was going into the interview blind.

اون داره کور به مصاحبه ميره

interviews in a Bombay eve-ninger.

مصاحبه هايي در يک شبنامه بمبئي

impenetrable interviews with French intellectuals.

مصاحبه هايي غيرقابل نفوذ با روشنفکران فرانسوي

interviewed with a publishing company.

با يه شرکت انتشاراتي مصاحبه کردم

audiotaped the interview for replay on radio.

مصاحبه رو ضبط کردم تا از راديو پخش بشه

make the interview a two-way process.

مصاحبه رو به يک روند دو طرفه تبديل کنيد

interviews were given weekly.

مصاحبه ها هر هفته انجام ميشد

The interview went off very badly.

مصاحبه خيلي بد پيش رفت

The interview lasted about an hour.

این مصاحبه حدود یک ساعت طول کشید.

The manager has an interview with us.

مدیر با ما مصاحبه دارد.

I'm interviewing all this afternoon.

من تمام بعد از ظهر رو مصاحبه ميکنم

A reporter interviewed eyewitnesses.

یک خبرنگار با شاهدان عینی مصاحبه کرد.

followed up her interview with a telephone call.

بعد از مصاحبه باهاش يه تماس تلفني گرفتم

he sees interviews as a chore.

اون مصاحبه رو يه کار کاري مي بينه

نمونه‌های واقعی

The Times has been granted an exclusive interview.

با این حال، یک مصاحبه اختصاصی با روزنامه تایمز انجام شد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

See the job interview from their perspective.

مصاحبه شغلي رو از نقطه نظر اونا ببين

منبع: 2018 Best Hits Compilation

You know, I don't mind college interviews.

ميدوني، من اصلا برات مهم نيست که تو دانشگاه مصاحبه کني

منبع: Modern Family Season 6

We have an interview with Mr. Plympton.

ما يه مصاحبه با آقاي پلمپتون داريم

منبع: Modern Family - Season 02

I did radio interviews and they asked.

من مصاحبه هاي راديويي کردم و اونا هم ازم سوال کردن

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2015 Collection

It posted an interview with a man.

اون يه مصاحبه با يه مرد رو گذاشته بود

منبع: NPR News June 2013 Compilation

Uh, Supergirl gave us an exclusive interview.

سوپرگرل يه مصاحبه اختصاصي با ما داشت

منبع: Super Girl Season 2 S02

In 1995, I granted an interview with a newspaper in Singapore.

در سال ۱۹۹۵، من با یک روزنامه در سنگاپور مصاحبه کردم.

منبع: Rich Dad Poor Dad

Do we decide to conduct our interviews at the department store?

تصميم ميگيريم که مصاحبه هامون رو توي فروشگاه انجام بديم؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 10 (Overseas Edition)

You remember I had a job interview, right?

يادته که يه مصاحبه کار داشتم، درسته؟

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید