a fiendish plan
طرح شیطانی
fiendish grin
لبخند شیطانی
a fiendish blizzard; a fiendish problem.
یک کولاک شیطانی؛ یک مشکل شیطانی.
shrieks of fiendish laughter.
خندههای شیطانی
The garçon wipes the table with a dirty rag while the patronne tickles the cash register with fiendish glee.
گارسون میز را با یک پارچه کثیف پاک میکند در حالی که مشتری با خوشحالی شیطانی صندوق را نوازش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید