fiendish

[ایالات متحده]/'fiːndɪʃ/
[بریتانیا]/'findɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیطانی، بی‌رحم؛ به شدت شرور.

عبارات و ترکیب‌ها

a fiendish plan

طرح شیطانی

fiendish grin

لبخند شیطانی

جملات نمونه

a fiendish blizzard; a fiendish problem.

یک کولاک شیطانی؛ یک مشکل شیطانی.

shrieks of fiendish laughter.

خنده‌های شیطانی

The garçon wipes the table with a dirty rag while the patronne tickles the cash register with fiendish glee.

گارسون میز را با یک پارچه کثیف پاک می‌کند در حالی که مشتری با خوشحالی شیطانی صندوق را نوازش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید