fiercer

[ایالات متحده]/ˈfɪəsə/
[بریتانیا]/ˈfɪr.sɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شدیدتر (مقایسه‌ای از شدید)؛ وحشی؛ شدید (به‌ویژه اقدامات یا احساسات)

عبارات و ترکیب‌ها

fiercer competition

رقابت شدیدتر

fiercer debate

بحث شدیدتر

fiercer battle

نبرد شدیدتر

fiercer storm

طوفان شدیدتر

fiercer rivalry

رقابت شدیدتر

fiercer fight

درگیری شدیدتر

fiercer criticism

انتقاد شدیدتر

fiercer loyalty

وفاداری شدیدتر

fiercer passion

اشتیاق شدیدتر

جملات نمونه

the competition became fiercer as the deadline approached.

رقابت با نزدیک شدن به مهلت تعیین شده، شدیدتر شد.

her determination grew fiercer after each setback.

عزم او پس از هر شکست، شدیدتر شد.

fiercer storms are expected this winter.

پیش‌بینی می‌شود طوفان‌های شدیدتری در این زمستان رخ دهند.

the debate became fiercer as more opinions were shared.

بحث با به اشتراک گذاشتن نظرات بیشتر، شدیدتر شد.

fiercer rivalries often lead to better performances.

رقابت‌های شدیدتر اغلب منجر به عملکرد بهتر می‌شوند.

as the game continued, the players' actions became fiercer.

با ادامه بازی، اقدامات بازیکنان شدیدتر شد.

fiercer debates are needed to address important issues.

برای رسیدگی به مسائل مهم، به بحث‌های شدیدتر نیاز است.

the market competition is fiercer than ever.

رقابت در بازار شدیدتر از همیشه است.

fiercer animals often dominate the ecosystem.

حیوانات شدیدتر اغلب بر اکوسیستم غلبه می‌کنند.

her resolve to succeed became fiercer over time.

اراده او برای موفقیت با گذشت زمان شدیدتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید