fierinesses

[ایالات متحده]/ˈfaɪərɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfaɪərɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت آتشین بودن؛ اشتیاق یا هیجان شدید

عبارات و ترکیب‌ها

fierinesses of passion

شور و اشتیاق

fierinesses of youth

شور و نشاط جوانی

fierinesses of debate

شور و جدل

fierinesses of spirit

شور و روحیه

fierinesses in art

شور و هنر

fierinesses of competition

شور و رقابت

fierinesses of emotion

شور و احساسات

fierinesses of love

شور و عشق

fierinesses of performance

شور و اجرا

fierinesses of discussion

شور و بحث

جملات نمونه

her fierinesses often inspire those around her.

اشتیاق او اغلب افراد اطرافش را الهام بخش می کند.

he admired the fierinesses of her personality.

او شخصیتی با اشتیاق او را تحسین کرد.

the fierinesses of the debate kept everyone engaged.

اشتیاق بحث باعث شد همه درگیر بمانند.

they discussed the fierinesses of youth with nostalgia.

آنها با نوستالژی در مورد اشتیاق جوانی صحبت کردند.

her paintings reflect the fierinesses of her emotions.

نقاشی های او بازتابی از اشتیاق احساسات او هستند.

he often spoke about the fierinesses of his passion for music.

او اغلب در مورد اشتیاق او به موسیقی صحبت می کرد.

the fierinesses of the performance captivated the audience.

اشتیاق اجرا مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she approached challenges with fierinesses that amazed her peers.

او با اشتیاقی که همکارانش را شگفت زده کرد، با چالش ها روبرو شد.

the fierinesses of the discussion revealed deep convictions.

اشتیاق بحث اعتقادات عمیق را نشان داد.

in her writing, the fierinesses of her thoughts shine through.

در نوشته های او، اشتیاق افکارش به چشم می آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید