burning with ardors
سوختن با اشتیاق
quench one's ardors
خاموش کردن اشتیاق
fueling the ardors
سوختن اشتیاقها
ardors of youth
اشتیاقهای جوانی
rekindle the ardors
باز روشن کردن اشتیاقها
ardors of ambition
اشتیاقهای جاهطلبی
surrender to ardors
تسلیم شدن به اشتیاقها
inflamed by ardors
خشمگین از اشتیاقها
her ardors for painting are evident in her vibrant artwork.
اشتیاق او به نقاشی در آثار هنری پر جنب و جوشش آشکار است.
he pursued his ardors with relentless determination.
او با پشتکار بی امان به دنبال اشتیاق های خود بود.
the ardors of his youth shaped his future ambitions.
اشتیاق های دوران جوانی او مسیر جاه طلبی های آینده اش را شکل داد.
her ardors for music led her to become a professional musician.
اشتیاق او به موسیقی باعث شد تبدیل به یک نوازنده حرفه ای شود.
they shared their ardors during the long conversation.
آنها اشتیاق های خود را در طول مکالمه طولانی با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.
the ardors of travel inspire many to explore new cultures.
اشتیاق سفر باعث الهام بخشیدن به بسیاری برای کشف فرهنگ های جدید می شود.
his ardors for science drove him to pursue a phd.
اشتیاق او به علم او را به دنبال کردن دکترای خود سوق داد.
she expressed her ardors for social justice in her activism.
او اشتیاق خود را برای عدالت اجتماعی در فعالیت های خود بیان کرد.
the ardors of competition can bring out the best in athletes.
اشتیاق رقابت می تواند بهترین ها را در ورزشکاران آشکار کند.
his ardors for literature led him to write his first novel.
اشتیاق او به ادبیات باعث شد رمان اول خود را بنویسد.
burning with ardors
سوختن با اشتیاق
quench one's ardors
خاموش کردن اشتیاق
fueling the ardors
سوختن اشتیاقها
ardors of youth
اشتیاقهای جوانی
rekindle the ardors
باز روشن کردن اشتیاقها
ardors of ambition
اشتیاقهای جاهطلبی
surrender to ardors
تسلیم شدن به اشتیاقها
inflamed by ardors
خشمگین از اشتیاقها
her ardors for painting are evident in her vibrant artwork.
اشتیاق او به نقاشی در آثار هنری پر جنب و جوشش آشکار است.
he pursued his ardors with relentless determination.
او با پشتکار بی امان به دنبال اشتیاق های خود بود.
the ardors of his youth shaped his future ambitions.
اشتیاق های دوران جوانی او مسیر جاه طلبی های آینده اش را شکل داد.
her ardors for music led her to become a professional musician.
اشتیاق او به موسیقی باعث شد تبدیل به یک نوازنده حرفه ای شود.
they shared their ardors during the long conversation.
آنها اشتیاق های خود را در طول مکالمه طولانی با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.
the ardors of travel inspire many to explore new cultures.
اشتیاق سفر باعث الهام بخشیدن به بسیاری برای کشف فرهنگ های جدید می شود.
his ardors for science drove him to pursue a phd.
اشتیاق او به علم او را به دنبال کردن دکترای خود سوق داد.
she expressed her ardors for social justice in her activism.
او اشتیاق خود را برای عدالت اجتماعی در فعالیت های خود بیان کرد.
the ardors of competition can bring out the best in athletes.
اشتیاق رقابت می تواند بهترین ها را در ورزشکاران آشکار کند.
his ardors for literature led him to write his first novel.
اشتیاق او به ادبیات باعث شد رمان اول خود را بنویسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید