fiftieth

[ایالات متحده]/'fɪftɪɪθ/
[بریتانیا]/'fɪftɪɪθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

num. عدد ترتیبی معادل پنجاه; یکی از پنجاه
adj. بودن عدد ترتیبی معادل پنجاه; بودن یکی از پنجاه

جملات نمونه

to mark its fiftieth birthday the charity held a fashion show.

به مناسبت پنجاهمین سالگرد خود، خیریه یک نمایش مد برگزار کرد.

Twentieth, thirtieth, fourtieth, fiftieth, sixtieth, seventieth, eightieth, ninetieth, hundredth.

بیستم، سی‌ام، چهلم، پنجاهم، شصتم، هفتم، هشتاد، نودم، صدم.

'You shall have the fiftieth year as a jubilee; you shall not sow, nor reap its aftergrowth, nor gather in from its untrimmed vines.

شما باید سال پنجاهم را به عنوان سال آزادی جشن بگیرید؛ نباید کشت کرد، یا محصول پس از برداشت را برداشت کرد، یا از تاک‌های هرس‌نشده جمع‌آوری کرد.

the fiftieth anniversary of the moon landing

سالگرد پنجاهم فرود ماه

she received a fiftieth birthday gift

او یک هدیه تولد پنجاهم دریافت کرد

the fiftieth state of the United States

ایالت پنجاهم ایالات متحده

they celebrated their fiftieth wedding anniversary

آنها پنجاهمین سالگرد ازدواج خود را جشن گرفتند

the fiftieth episode of the TV show

قسمت پنجاهم برنامه تلویزیونی

he was the fiftieth person in line

او پنجاهمین نفر در صف بود

the fiftieth row in the stadium

ردیف پنجاهم در استادیوم

the fiftieth page of the book

صفحه پنجاهم کتاب

she won the fiftieth place in the competition

او در مسابقه مقام پنجاهم را کسب کرد

the fiftieth minute of the game

دقیقه پنجاهم بازی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید