50th

[ایالات متحده]/[fɪftiːθ]/
[بریتانیا]/[ˈfɪftiːθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نشان دهنده ۵۰م در یک سری.
n. موقعیت ۵۰م در یک سری.
num. نشان دهنده مقدار پنجاه.

عبارات و ترکیب‌ها

50th anniversary

Persian_translation

50th birthday

Persian_translation

50th floor

Persian_translation

50th percentile

Persian_translation

celebrating 50th

Persian_translation

our 50th

Persian_translation

50th time

Persian_translation

50th place

Persian_translation

50th year

Persian_translation

reached 50th

Persian_translation

جملات نمونه

this is the 50th year of the company's existence.

این پنجاهمین سال از تاسیس شرکت است.

he finished the 50th marathon of his career.

او پنجاهمین ماراتن دوران حرفه‌ای خود را به پایان رساند.

we celebrated the 50th anniversary of their wedding.

ما پنجاهمین سالگرد عروسی آنها را جشن گرفتیم.

it was the 50th time she visited the museum.

این پنجاهمین باری بود که او از موزه بازدید کرد.

the 50th floor offers stunning city views.

طبقه پنجاهم چشم انداز خیره کننده ای از شهر را ارائه می دهد.

he placed 50th in the national competition.

او در مسابقات ملی رتبه پنجاهم شد.

this is the 50th edition of the annual report.

این پنجاهمین نسخه از گزارش سالانه است.

the 50th state joined the union in 1912.

ایالت پنجاهم در سال 1912 به اتحادیه پیوست.

she's writing the 50th chapter of her novel.

او در حال نوشتن پنجاهمین فصل رمان خود است.

it's the 50th episode of the popular tv series.

این پنجاهمین قسمت از مجموعه تلویزیونی محبوب است.

he was the 50th person to sign the petition.

او پنجاهمین نفری بود که دادخواست را امضا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید