filasse

[ایالات متحده]/fɪˈlæs/
[بریتانیا]/fɪˈlæs/

ترجمه

n. الیاف گیاهی (مانند کنف یا رامیه که برای تولید استفاده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

filasse de laine

filasse de laine

filasse de jute

filasse de jute

filasse de chanvre

filasse de chanvre

filasse enroulée

filasse enroulée

filasse tressée

filasse tressée

filasse naturelle

filasse naturelle

filasse colorée

filasse colorée

filasse résistante

filasse résistante

filasse fine

filasse fine

filasse épaisse

filasse épaisse

جملات نمونه

she used a filasse to clean the surface.

او از یک فیلاس برای تمیز کردن سطح استفاده کرد.

filasse is often used in construction for insulation.

فیلاس اغلب در ساخت و ساز برای عایق استفاده می شود.

he wrapped the package with filasse for safety.

او بسته را برای ایمنی با فیلاس بست.

filasse can be found in various crafting supplies.

می توان فیلاس را در لوازم هنری مختلف پیدا کرد.

using filasse helps to reduce noise in the walls.

استفاده از فیلاس به کاهش صدا در دیوارها کمک می کند.

filasse is a great material for making nets.

فیلاس ماده ای عالی برای ساخت تور است.

she prefers filasse over plastic for her projects.

او فیلاس را به جای پلاستیک برای پروژه های خود ترجیح می دهد.

filasse can be used to tie up garden plants.

می توان از فیلاس برای بستن گیاهان باغ استفاده کرد.

he learned how to weave filasse into beautiful designs.

او یاد گرفت که چگونه فیلاس را به طرح های زیبا ببافد.

filasse is biodegradable, making it an eco-friendly choice.

فیلاس قابل تجزیه زیستی است و آن را به یک انتخاب سازگار با محیط زیست تبدیل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید