filature

[ایالات متحده]/ˈfɪlətjʊə/
[بریتانیا]/ˈfɪlətʃər/

ترجمه

n. دستگاه یا کارخانه‌ای برای ریسیدن ابریشم؛ فرآیند ریسیدن ابریشم
Word Forms
جمعfilatures

عبارات و ترکیب‌ها

silk filature

چرخ‌دیسی ابریشم

filature process

فرآیند چرخ‌دیسی

filature industry

صنعت چرخ‌دیسی

filature plant

کارخانه چرخ‌دیسی

filature technology

فناوری چرخ‌دیسی

filature equipment

تجهیزات چرخ‌دیسی

filature yarn

نخ چرخ‌دیسی

natural filature

چرخ‌دیسی طبیعی

filature workshop

کارگاه چرخ‌دیسی

filature output

تولید چرخ‌دیسی

جملات نمونه

filature is a crucial step in the textile manufacturing process.

فرآیند ریسندگی یک مرحله حیاتی در فرآیند تولید منسوجات است.

the filature produces high-quality silk threads.

ریسندگی نخ‌های ابریشم با کیفیت بالا تولید می‌کند.

she visited the filature to learn about silk production.

او از ریسندگی بازدید کرد تا در مورد تولید ابریشم بیشتر بداند.

in the filature, workers carefully spin the fibers.

در ریسندگی، کارگران با دقت الیاف را ریسندگی می‌کنند.

the filature's machinery needs regular maintenance.

ماشین‌آلات ریسندگی نیاز به نگهداری منظم دارند.

they specialize in the filature of natural fibers.

آنها در ریسندگی الیاف طبیعی تخصص دارند.

filature techniques have evolved over the years.

تکنیک‌های ریسندگی در طول سال‌ها تکامل یافته‌اند.

the filature is located near the silk farms.

ریسندگی در نزدیکی مزارع ابریشم واقع شده است.

she studied the art of filature in her textile course.

او هنر ریسندگی را در دوره بافت خود مطالعه کرد.

filature plays a significant role in the fashion industry.

ریسندگی نقش مهمی در صنعت مد ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید