filibuster

[ایالات متحده]/ˈfɪlɪbʌstə(r)/
[بریتانیا]/ˈfɪlɪbʌstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مانع عبور یک پیشنهاد در کنگره شدن؛
vi. غارت کردن؛
n. غارتگر، مانع جلسات.
Word Forms
جمعfilibusters
صفت یا فعل حال استمراریfilibustering
زمان گذشتهfilibustered
شکل سوم شخص مفردfilibusters
قسمت سوم فعلfilibustered

جملات نمونه

The senator used a filibuster to delay the passing of the bill.

سناتور از حق وتو برای به تعویق انداختن تصویب قانون استفاده کرد.

The opposition party employed a filibuster to block the proposed legislation.

حزب مخالف از حق وتو برای جلوگیری از تصویب قانون پیشنهادی استفاده کرد.

The filibuster lasted for hours as the lawmakers debated fiercely.

حق وتو ساعت‌ها طول کشید زیرا قانونگذاران با خشونت بحث می کردند.

The filibuster ultimately failed, and the bill was passed by a slim margin.

حق وتو در نهایت شکست خورد و قانون با حاشیه اندکی تصویب شد.

The filibuster tactic is often used in parliamentary procedures to delay decision-making.

تاکتیک حق وتو اغلب در رویه های پارلمانی برای به تعویق انداختن تصمیم گیری استفاده می شود.

The filibuster can be a powerful tool in the hands of skilled politicians.

حق وتو می تواند ابزار قدرتمندی در دست سیاستمداران ماهر باشد.

The filibuster rule has been a subject of debate among lawmakers for years.

قانون حق وتو سالها موضوع بحث بین قانونگذاران بوده است.

The filibuster may be used strategically to draw attention to certain issues.

ممکن است حق وتو به طور استراتژیک برای جلب توجه به مسائل خاص استفاده شود.

The filibuster is often seen as a way to obstruct the legislative process.

اغلب حق وتو به عنوان راهی برای ممانعت از روند قانونگذاری تلقی می شود.

The filibuster can be a contentious issue in discussions about government transparency.

حق وتو می تواند موضوع بحث برانگیز در بحث در مورد شفافیت دولت باشد.

نمونه‌های واقعی

And so he is doing a filibuster.

او در حال انجام یک مانع‌تراشی است.

منبع: NPR News March 2013 Compilation

And the main sticking point is the legislative filibuster.

و مسئله اصلی، مانع‌تراشی قانونی است.

منبع: PBS Interview Social Series

US house representatives doesn't have a filibuster.

نمایندگان مجلس نمایندگان ایالات متحده مانع‌تراشی ندارند.

منبع: CNN Listening March 2013 Collection

A provision threatened a filibuster to keep it from passing.

یک ماده قانونی تهدید کرد که برای جلوگیری از تصویب آن، مانع‌تراشی کند.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

One of them is called the filibuster.

یکی از آن‌ها مانع‌تراشی نامیده می‌شود.

منبع: VOA Standard English_Americas

The bill has enough Republican support to overcome a filibuster.

این طرح لایحه از حمایت کافی جمهوری‌خواهان برای غلبه بر مانع‌تراشی برخوردار است.

منبع: The Economist - Weekly News Highlights

But there, it faces scores of amendments, and there will be filibustering.

اما در آنجا، با تعداد زیادی اصلاحات روبرو است و مانع‌تراشی وجود خواهد داشت.

منبع: NPR News September 2019 Compilation

Now you don't need to speak continously in order to filibuster.

اکنون نیازی نیست به طور مداوم صحبت کنید تا بتوانید مانع‌تراشی کنید.

منبع: CNN Listening March 2013 Collection

It takes three feets of senator end that debate and end the filibuster.

برای پایان دادن به بحث و پایان دادن به مانع‌تراشی، به سه قدم سناتور نیاز است.

منبع: CNN Listening March 2013 Collection

Confirmation vote was delayed by a filibuster.

رای تایید با مانع‌تراشی به تعویق افتاد.

منبع: CNN Listening March 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید