storing

[ایالات متحده]/ˈstɔːrɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstɔːrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نگهداری یا ذخیره‌سازی چیزی برای استفاده در آینده
v. شکل حال استمراری فعل store، به معنای نگه‌داشتن یا تأمین
adj. مرتبط با عمل ذخیره‌سازی

عبارات و ترکیب‌ها

storing data

ذخیره داده

storing files

ذخیره فایل‌ها

storing information

ذخیره اطلاعات

storing records

ذخیره سوابق

storing images

ذخیره تصاویر

storing backups

ذخیره پشتیبان

storing data securely

ذخیره داده به صورت امن

storing files efficiently

ذخیره فایل‌ها به صورت کارآمد

storing user preferences

ذخیره تنظیمات کاربر

storing sensitive data

ذخیره داده‌های حساس

جملات نمونه

storing data securely is essential for privacy.

ذخیره داده‌ها به صورت امن برای حفظ حریم خصوصی ضروری است.

the company is storing customer information in a database.

شرکت اطلاعات مشتریان را در یک پایگاه داده ذخیره می‌کند.

storing food properly can prevent spoilage.

ذخیره کردن صحیح غذا می‌تواند از فساد آن جلوگیری کند.

he is storing his old books in the attic.

او کتاب‌های قدیمی خود را در زیرزمین ذخیره می‌کند.

storing memories through photographs is a wonderful practice.

ذخیره خاطرات از طریق عکس‌ها یک عمل شگفت‌انگیز است.

they are storing supplies for the winter.

آنها در حال ذخیره مواد غذایی برای زمستان هستند.

storing energy in batteries is crucial for renewable sources.

ذخیره انرژی در باتری‌ها برای منابع تجدیدپذیر بسیار مهم است.

storing your passwords in a secure vault is recommended.

توصیه می‌شود رمزهای عبور خود را در یک خزانه امن ذخیره کنید.

the team is storing their findings in a shared folder.

تیم یافته‌های خود را در یک پوشه مشترک ذخیره می‌کند.

storing excess data can lead to system slowdowns.

ذخیره داده‌های اضافی می‌تواند منجر به کاهش سرعت سیستم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید