filmic

[ایالات متحده]/'fɪlmɪk/
[بریتانیا]/'fɪlmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه یک فیلم

عبارات و ترکیب‌ها

filmic quality

کیفیت فیلمی

جملات نمونه

he has reconceived the stage production in filmic terms.

او تولید صحنه را با اصطلاحات فیلمی دوباره درک کرده است.

The director used filmic techniques to create a sense of suspense in the movie.

کارگردان از تکنیک های فیلمی برای ایجاد حس تعلیق در فیلم استفاده کرد.

The filmic adaptation of the novel stayed true to the original story.

اقتباس فیلمی از رمان به داستان اصلی وفادار ماند.

The cinematographer captured the beauty of the landscape with a filmic eye.

فیلمبردار زیبایی منظره را با نگاهی فیلمی به تصویر کشید.

The film had a very filmic quality, reminiscent of classic Hollywood movies.

فیلم دارای کیفیتی بسیار فیلمی بود، یادآور فیلم های کلاسیک هالیوود.

The filmic score added depth and emotion to the scenes.

موسیقی فیلم عمق و احساسات بیشتری به صحنه ها اضافه کرد.

The filmic lighting created a moody atmosphere in the film.

نورپردازی فیلمی فضایی دلپذیر در فیلم ایجاد کرد.

The film was praised for its filmic storytelling style.

فیلم به خاطر سبک داستان سرایی فیلمی خود مورد تحسین قرار گرفت.

The filmic elements in the movie enhanced the overall viewing experience.

عناصر فیلمی در فیلم تجربه تماشای کلی را بهبود بخشید.

The film director's vision was truly filmic, with attention to detail and composition.

دیدگاه کارگردان فیلم واقعاً فیلمی بود، با توجه به جزئیات و ترکیب بندی.

The filmic sequence of events kept the audience engaged from start to finish.

دنباله فیلمی از وقایع مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید