cinematographic

[ایالات متحده]/ˌsɪnəməˈtɒɡrəfɪk/
[بریتانیا]/ˌsɪnəməˈtɒɡrəfɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به هنر یا تکنیک ساخت فیلم؛ مربوط به سینماتوگرافی

عبارات و ترکیب‌ها

cinematographic techniques

تکنیک‌های سینمایی

cinematographic style

سبک سینمایی

cinematographic vision

چشم‌انداز سینمایی

cinematographic language

زبان سینمایی

cinematographic elements

عناصر سینمایی

cinematographic artistry

هنر سینمایی

cinematographic narrative

روایت سینمایی

cinematographic composition

ترکیب‌بندی سینمایی

cinematographic shots

نماهای سینمایی

cinematographic experience

تجربه سینمایی

جملات نمونه

the cinematographic techniques used in this film are groundbreaking.

تکنیک‌های سینمایی مورد استفاده در این فیلم نوآورانه هستند.

her cinematographic style is unique and captivating.

سبک سینمایی او منحصر به فرد و جذاب است.

cinematographic storytelling can evoke deep emotions.

داستان‌سرایی سینمایی می‌تواند احساسات عمیقی را برانگیزد.

the cinematographic quality of the documentary impressed everyone.

کیفیت سینمایی مستند همه را تحت تاثیر قرار داد.

he studied various cinematographic methods in film school.

او روش‌های مختلف سینمایی را در مدرسه فیلم مطالعه کرد.

cinematographic visuals play a crucial role in the narrative.

تصاویر سینمایی نقش مهمی در روایت داستان دارند.

the cinematographic perspective enhances the viewer's experience.

دیدگاه سینمایی تجربه بیننده را ارتقا می‌دهد.

she received an award for her cinematographic achievements.

او برای دستاوردهای سینمایی خود جایزه دریافت کرد.

cinematographic innovations are changing the way stories are told.

نوآوری‌های سینمایی روش داستان‌گویی را تغییر می‌دهند.

the cinematographic elements in this scene are beautifully crafted.

عناصر سینمایی در این صحنه به زیبایی طراحی شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید