finiss

[ایالات متحده]/['fainis]/
[بریتانیا]/['fainis]/

ترجمه

n. پایان یا نتیجه چیزی؛ برای نشان دادن پایان یک کتاب یا فیلم استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

finiss line

خط پایان

finiss touch

لمس نهایی

finiss product

محصول نهایی

finiss details

جزئیات نهایی

finiss review

بررسی نهایی

finiss version

نسخه نهایی

finiss approval

تایید نهایی

finiss checks

بررسی‌ها

finiss adjustments

تنظیمات

finiss arrangements

چیدمان‌ها

جملات نمونه

she decided to finish her homework early.

او تصمیم گرفت تکالیف خود را زودتر تمام کند.

we need to finish the project by friday.

ما باید پروژه را تا جمعه تمام کنیم.

he wants to finish reading the book tonight.

او می‌خواهد امشب خواندن کتاب را تمام کند.

let's finish the meeting before lunch.

بیایید جلسه را قبل از ناهار تمام کنیم.

they plan to finish the renovations next month.

آنها قصد دارند بازسازی‌ها را ماه آینده تمام کنند.

she finished her presentation just in time.

او درست به موقع ارائه‌اش را تمام کرد.

he finished the race in record time.

او مسابقه را در زمان رکوردی تمام کرد.

can you help me finish this task?

می‌توانید به من کمک کنید این کار را تمام کنم؟

i'm trying to finish my painting before the deadline.

من سعی می‌کنم نقاشی‌ام را قبل از مهلت مقرر تمام کنم.

after a long day, i just want to finish and relax.

بعد از یک روز طولانی، فقط می‌خواهم تمام کنم و استراحت کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید