finks

[ایالات متحده]/fɪŋks/
[بریتانیا]/fɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح غیررسمی برای شخصی که دیگران را مطلع می‌کند، به ویژه در یک اختلاف کاری

عبارات و ترکیب‌ها

finks out

بیرون می‌رود

finks in

وارد می‌شود

finks around

دور و بر می‌زند

finks for

برای... فکر می‌کند

finks on

روشن می‌کند

finks to

به... فکر می‌کند

finks about

در مورد... فکر می‌کند

finks like

مشابه... فکر می‌کند

finks against

در برابر... فکر می‌کند

finks with

با... فکر می‌کند

جملات نمونه

finks often betray their friends for personal gain.

افراد سودجو اغلب دوستان خود را برای کسب سود شخصی فریب می‌دهند.

he was labeled a fink after he reported his colleagues.

او پس از گزارش دادن همکارانش، به عنوان یک فرد سودجو شناخته شد.

finks are usually disliked in any community.

افراد سودجو معمولاً در هر جامعه‌ای مورد تنفر هستند.

she felt like a fink when she revealed the secret.

وقتی راز را فاش کرد، احساس کرد که یک فرد سودجو است.

the finks in the office caused a lot of tension.

افراد سودجو در دفتر، تنش زیادی ایجاد کردند.

trust is hard to maintain when finks are around.

حفظ اعتماد دشوار است وقتی افراد سودجو در اطراف هستند.

people generally avoid finks in their personal lives.

افراد معمولاً از افراد سودجو در زندگی شخصی خود اجتناب می‌کنند.

finks often find themselves isolated from others.

افراد سودجو اغلب خود را از دیگران جدا شده می‌بینند.

being called a fink can damage one's reputation.

برچسب خوردن به عنوان یک فرد سودجو می‌تواند به شهرت یک فرد آسیب برساند.

finks may think they gain something, but they lose trust.

افراد سودجو ممکن است فکر کنند چیزی به دست می‌آورند، اما اعتماد را از دست می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید