knows

[ایالات متحده]/[nəʊz]/
[بریتانیا]/[noʊz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آگاه بودن؛ داشتن آگاهی؛ آشنا بودن؛ تشخیص دادن؛ هوشیار بودن.
n. دانش؛ اطلاعات.

عبارات و ترکیب‌ها

he knows.

او می‌داند.

knows the way

مسیر را می‌داند.

knows how

می‌داند چگونه.

she knows.

او می‌داند.

knows it all

همه چیز را می‌داند.

knowing that

دانستن اینکه.

knows best

بهترین را می‌داند.

knows already

قبلاً می‌داند.

knows the answer

جواب را می‌داند.

knowing this

دانستن این.

جملات نمونه

she knows a lot about ancient history.

او زیادی درباره تاریخ باستان می‌داند.

do you know where the nearest bank is?

آیا می‌دانی نزدیکترین بانک کجاست؟

he knows how to fix the broken computer.

او می‌داند چگونه کامپیوتر معیوب را تعمیر کند.

i know the feeling; it's really frustrating.

من این احساس را می‌دانم؛ واقعاً خسته‌کننده است.

the company knows its customers well.

شرکت به مشتریانش خوب می‌شناسد.

she knows the answer to the question.

او پاسخ سوال را می‌داند.

he knows when to arrive at the meeting.

او می‌داند که چه زمانی باید به جلسه برسد.

does she know the manager's name?

آیا او نام مدیر را می‌داند؟

i know what you mean; it makes sense.

من می‌فهمم چی می‌گی؛ منطقی است.

he knows a reliable mechanic in town.

او یک مکانیک معتبر در شهر را می‌شناسد.

she knows the best place to eat dinner.

او بهترین جایی که برای شام خوردن است که می‌داند.

the teacher knows all the students by name.

معلم تمام دانش‌آموزان را به نام می‌شناسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید