finning

[ایالات متحده]/ˈfɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شنا کردن با استفاده از حرکات شبیه ماهی با پاها

عبارات و ترکیب‌ها

finning technique

تکنیک شنا

finning process

فرآیند شنا

finning motion

حرکت شنا

finning style

سبک شنا

finning method

روش شنا

finning action

عمل شنا

finning behavior

رفتار شنا

finning pattern

الگوی شنا

finning design

طراحی شنا

finning analysis

تجزیه و تحلیل شنا

جملات نمونه

finning is a cruel practice that harms marine life.

شکار غیرقانونی کوسه یک عمل سادیستی است که به حیات دریایی آسیب می رساند.

many countries have banned finning to protect sharks.

بسیاری از کشورها برای محافظت از کوسه ها، شکار غیرقانونی کوسه را ممنوع کرده اند.

activists are working hard to raise awareness about finning.

فعالان سخت تلاش می کنند تا آگاهی در مورد شکار غیرقانونی کوسه را افزایش دهند.

finning contributes to the decline of shark populations.

شکار غیرقانونی کوسه به کاهش جمعیت کوسه ها کمک می کند.

there are strict regulations against finning in some regions.

در برخی مناطق، مقررات سختگیرانه ای علیه شکار غیرقانونی کوسه وجود دارد.

finning often occurs in international waters.

شکار غیرقانونی کوسه اغلب در آب های بین المللی رخ می دهد.

many organizations are fighting against the finning industry.

سازمان های زیادی در برابر صنعت شکار غیرقانونی کوسه می جنگند.

education is key to stopping finning practices.

آموزش کلید توقف روش های شکار غیرقانونی کوسه است.

finning not only affects sharks but also the entire ocean ecosystem.

شکار غیرقانونی کوسه نه تنها بر کوسه ها تأثیر می گذارد، بلکه بر کل اکوسیستم اقیانوس نیز تأثیر می گذارد.

people are encouraged to report any finning activities they witness.

از مردم خواسته می شود هرگونه فعالیت شکار غیرقانونی کوسه ای را که مشاهده می کنند گزارش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید