| جمع | fips |
fip code
کد فیپ
fip token
توکن فیپ
fip list
لیست فیپ
fip project
پروژه فیپ
fip policy
سیاست فیپ
fip service
سرویس فیپ
fip report
گزارش فیپ
fip application
اپلیکیشن فیپ
fip standard
استاندارد فیپ
fip guideline
راهنمای فیپ
it's important to fip through the pages of a book before buying it.
قبل از خرید کتاب، مهم است که از صفحات آن عبور کنید.
she loves to fip through magazines during her free time.
او عاشق ورق زدن مجلات در اوقات فراغت خود است.
he decided to fip the switch to turn on the lights.
او تصمیم گرفت کلید را بچرخاند تا لامپ ها را روشن کند.
can you fip the pancake to cook it evenly?
آیا می توانید پنکیک را برگردانید تا به طور یکنواخت پخته شود؟
we need to fip the calendar to check the date.
ما باید تقویم را ورق بزنیم تا تاریخ را بررسی کنیم.
she will fip the coin to see who goes first.
او سکه را پرتاب خواهد کرد تا ببیند چه کسی اول می رود.
he likes to fip through old photographs.
او دوست دارد از میان عکس های قدیمی عبور کند.
don't forget to fip the record to listen to the other side.
فراموش نکنید که صفحه را برگردانید تا از طرف دیگر گوش دهید.
they will fip the script for the play before rehearsals.
آنها قبل از تمرین ها، فیلمنامه را ورق خواهند زد.
she fipped the switch and the computer turned on.
او کلید را چرخاند و کامپیوتر روشن شد.
fip code
کد فیپ
fip token
توکن فیپ
fip list
لیست فیپ
fip project
پروژه فیپ
fip policy
سیاست فیپ
fip service
سرویس فیپ
fip report
گزارش فیپ
fip application
اپلیکیشن فیپ
fip standard
استاندارد فیپ
fip guideline
راهنمای فیپ
it's important to fip through the pages of a book before buying it.
قبل از خرید کتاب، مهم است که از صفحات آن عبور کنید.
she loves to fip through magazines during her free time.
او عاشق ورق زدن مجلات در اوقات فراغت خود است.
he decided to fip the switch to turn on the lights.
او تصمیم گرفت کلید را بچرخاند تا لامپ ها را روشن کند.
can you fip the pancake to cook it evenly?
آیا می توانید پنکیک را برگردانید تا به طور یکنواخت پخته شود؟
we need to fip the calendar to check the date.
ما باید تقویم را ورق بزنیم تا تاریخ را بررسی کنیم.
she will fip the coin to see who goes first.
او سکه را پرتاب خواهد کرد تا ببیند چه کسی اول می رود.
he likes to fip through old photographs.
او دوست دارد از میان عکس های قدیمی عبور کند.
don't forget to fip the record to listen to the other side.
فراموش نکنید که صفحه را برگردانید تا از طرف دیگر گوش دهید.
they will fip the script for the play before rehearsals.
آنها قبل از تمرین ها، فیلمنامه را ورق خواهند زد.
she fipped the switch and the computer turned on.
او کلید را چرخاند و کامپیوتر روشن شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید