firebombed

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌbɒmd/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌbɑːmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و مشارکت گذشته firebomb

عبارات و ترکیب‌ها

firebombed city

شهر بمباران شده با آتش

firebombed building

ساختمان بمباران شده با آتش

firebombed area

منطقه بمباران شده با آتش

firebombed site

محل بمباران شده با آتش

firebombed region

منطقه بمباران شده با آتش

firebombed neighborhood

محله بمباران شده با آتش

firebombed landscape

مناظر بمباران شده با آتش

firebombed targets

اهداف بمباران شده با آتش

firebombed structures

ساختارهای بمباران شده با آتش

جملات نمونه

the building was firebombed during the conflict.

ساختمان در طول درگیری مورد بمباران آتشین قرار گرفت.

several cities were firebombed in the last war.

چند شهر در جنگ اخیر مورد بمباران آتشین قرار گرفتند.

the protesters claimed their headquarters was firebombed.

معترضان ادعا کردند که دفتر مرکزی آنها مورد بمباران آتشین قرار گرفته است.

the military firebombed enemy positions to gain an advantage.

ارتش برای به دست آوردن برتری، مواضع دشمن را بمباران آتشین کرد.

witnesses reported that the factory was firebombed last night.

شهود گزارش دادند که کارخانه شب گذشته مورد بمباران آتشین قرار گرفته است.

the town was devastated after being firebombed.

شهر پس از بمباران آتشین ویران شد.

firebombed areas require extensive rebuilding efforts.

مناطقی که مورد بمباران آتشین قرار گرفته‌اند به تلاش‌های بازسازی گسترده نیاز دارند.

they discovered evidence that the warehouse had been firebombed.

آنها شواهدی را کشف کردند که نشان می دهد انبار مورد بمباران آتشین قرار گرفته است.

firebombed buildings often lead to investigations.

ساختمان‌های بمباران آتشین اغلب منجر به تحقیقات می‌شود.

the documentary covered the aftermath of the firebombed neighborhoods.

مستند به بررسی پیامدهای محله‌های بمباران آتشین پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید