| جمع | firecrews |
firecrew arrived
تیم امدادی آتش نشانی رسید
firecrew responded
تیم امدادی آتش نشانی پاسخ داد
firecrew called
تیم امدادی آتش نشانی تماس گرفت
firecrew training
آموزش تیم امدادی آتش نشانی
firecrew members
اعضاي تیم امدادی آتش نشانی
the firecrew
تیم امدادی آتش نشانی
our firecrew
تیم امدادی آتش نشانی ما
firecrew safe
تیم امدادی آتش نشانی امن
firecrew hero
герой تیم امدادی آتش نشانی
firecrew rescued
تیم امدادی آتش نشانی نجات داد
the firecrew arrived at the scene within minutes of the emergency call.
تیم اطفاى جویی در کمتر از چند دقیقه پس از فراخوانی اضطراری به محل حادثه رسید.
each firecrew member is equipped with protective gear and breathing apparatus.
هر عضو تیم اطفاى جویی با لباس ایمنى و دستگاه تنفسی تجهیز شده است.
a dedicated firecrew was dispatched to contain the forest wildfire.
یک تیم اطفاى جویی اختصاصی برای کنترل آتش سوزی جنگل اعزام شد.
the exhausted firecrew battled the blaze throughout the night.
تیم اطفاى جویی خسته در طول شب با آتش نبردند.
local residents cheered as the firecrew successfully extinguished the flames.
همچنین ساکنین محلی در حالی که تیم اطفاى جویی با موفقیت آتش را خاموش کردند، خوشحال بودند.
the firecrew conducted a thorough search of the smoke-filled building.
تیم اطفاى جویی جستجوی کاملی در ساختمان پر از دود انجام داد.
regular training ensures the firecrew is ready for any emergency situation.
آموزشهای منظم اطمینان حاصل میکند که تیم اطفاى جویی برای هرگونه وضعیت اضطراری آماده است.
the airport firecrew stands on high alert during takeoffs and landings.
تیم اطفاى جویی فرودگاه در زمانهای فرود و پرواز در آماده باش بالا قرار دارد.
a specialized firecrew handles hazardous material spills and chemical fires.
یک تیم اطفاى جویی متخصص در مورد نشت مواد خطرناک و آتشسوزیهای شیمیایی مسئول است.
the firecrew worked tirelessly to rescue survivors from the collapsed structure.
تیم اطفاى جویی با کوشش بیوقفهای برای نجات زندهماندگان از ساختمان سقوط کرده کار کرد.
heavy rain helped the firecrew gain control over the brush fire.
باران سنگین به تیم اطفاى جویی کمک کرد تا کنترل آتشسوزی گیاهی را بدست بیاورد.
the firechief praised the firecrew for their bravery and quick response.
رئیس اطفاى جویی به تیم اطفاى جویی به خاطر شجاعت و پاسخ سریعشان تقدیم تحسین کرد.
firecrew arrived
تیم امدادی آتش نشانی رسید
firecrew responded
تیم امدادی آتش نشانی پاسخ داد
firecrew called
تیم امدادی آتش نشانی تماس گرفت
firecrew training
آموزش تیم امدادی آتش نشانی
firecrew members
اعضاي تیم امدادی آتش نشانی
the firecrew
تیم امدادی آتش نشانی
our firecrew
تیم امدادی آتش نشانی ما
firecrew safe
تیم امدادی آتش نشانی امن
firecrew hero
герой تیم امدادی آتش نشانی
firecrew rescued
تیم امدادی آتش نشانی نجات داد
the firecrew arrived at the scene within minutes of the emergency call.
تیم اطفاى جویی در کمتر از چند دقیقه پس از فراخوانی اضطراری به محل حادثه رسید.
each firecrew member is equipped with protective gear and breathing apparatus.
هر عضو تیم اطفاى جویی با لباس ایمنى و دستگاه تنفسی تجهیز شده است.
a dedicated firecrew was dispatched to contain the forest wildfire.
یک تیم اطفاى جویی اختصاصی برای کنترل آتش سوزی جنگل اعزام شد.
the exhausted firecrew battled the blaze throughout the night.
تیم اطفاى جویی خسته در طول شب با آتش نبردند.
local residents cheered as the firecrew successfully extinguished the flames.
همچنین ساکنین محلی در حالی که تیم اطفاى جویی با موفقیت آتش را خاموش کردند، خوشحال بودند.
the firecrew conducted a thorough search of the smoke-filled building.
تیم اطفاى جویی جستجوی کاملی در ساختمان پر از دود انجام داد.
regular training ensures the firecrew is ready for any emergency situation.
آموزشهای منظم اطمینان حاصل میکند که تیم اطفاى جویی برای هرگونه وضعیت اضطراری آماده است.
the airport firecrew stands on high alert during takeoffs and landings.
تیم اطفاى جویی فرودگاه در زمانهای فرود و پرواز در آماده باش بالا قرار دارد.
a specialized firecrew handles hazardous material spills and chemical fires.
یک تیم اطفاى جویی متخصص در مورد نشت مواد خطرناک و آتشسوزیهای شیمیایی مسئول است.
the firecrew worked tirelessly to rescue survivors from the collapsed structure.
تیم اطفاى جویی با کوشش بیوقفهای برای نجات زندهماندگان از ساختمان سقوط کرده کار کرد.
heavy rain helped the firecrew gain control over the brush fire.
باران سنگین به تیم اطفاى جویی کمک کرد تا کنترل آتشسوزی گیاهی را بدست بیاورد.
the firechief praised the firecrew for their bravery and quick response.
رئیس اطفاى جویی به تیم اطفاى جویی به خاطر شجاعت و پاسخ سریعشان تقدیم تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید