| جمع | hazmats |
hazmat suit
پوشاک ایمنی
hazmat team
تیم ایمنی
hazmat level
سطح ایمنی
hazmat waste
فاکل ایمنی
hazmat zone
منطقه ایمنی
hazmat alert
هشدار ایمنی
hazmat training
آموزش ایمنی
hazmat response
پاسخ ایمنی
hazmat incident
حادثه ایمنی
hazmat protocol
پروتکل ایمنی
the hazmat team responded quickly to the chemical spill.
تیم حمایت از موارد خطرناک به سرعت به نشت شیمیایی پاسخ گفت.
hazmat suits are essential for protecting workers from hazardous materials.
پوشاکهای حمایت از موارد خطرناک برای حفاظت کارگران از مواد خطرناک ضروری است.
the hazmat technician carefully handled the contaminated equipment.
تکنیسیون حمایت از موارد خطرناک به دقت دستگاههای آلوده را مدیریت کرد.
a hazmat warning sign indicated a potential danger.
یک نشانه هشدار حمایت از موارد خطرناک یک خطر محتمل را نشان میداد.
the hazmat crew was trained to deal with various emergencies.
تیم حمایت از موارد خطرناک آموزش دیدهاند تا با موارد اضطراری مختلف کنار بیایند.
hazmat regulations are in place to ensure worker safety.
قوانین حمایت از موارد خطرناک به منظور تضمین ایمنی کارگران وجود دارد.
the hazmat team used specialized equipment to contain the spill.
تیم حمایت از موارد خطرناک از تجهیزات ویژه برای کنترل نشت استفاده کرد.
hazmat procedures are crucial for minimizing risk.
فرایندهای حمایت از موارد خطرناک برای کاهش خطر حیاتی است.
the hazmat incident required immediate evacuation of the area.
این حادثه حمایت از موارد خطرناک نیاز به تخلیه فوری منطقه را داشت.
hazmat disposal is strictly regulated to protect the environment.
تخلیص مواد حمایت از موارد خطرناک به صورت سختگیرانه تنظیم شده است تا محیط زیست را حفظ کند.
hazmat suit
پوشاک ایمنی
hazmat team
تیم ایمنی
hazmat level
سطح ایمنی
hazmat waste
فاکل ایمنی
hazmat zone
منطقه ایمنی
hazmat alert
هشدار ایمنی
hazmat training
آموزش ایمنی
hazmat response
پاسخ ایمنی
hazmat incident
حادثه ایمنی
hazmat protocol
پروتکل ایمنی
the hazmat team responded quickly to the chemical spill.
تیم حمایت از موارد خطرناک به سرعت به نشت شیمیایی پاسخ گفت.
hazmat suits are essential for protecting workers from hazardous materials.
پوشاکهای حمایت از موارد خطرناک برای حفاظت کارگران از مواد خطرناک ضروری است.
the hazmat technician carefully handled the contaminated equipment.
تکنیسیون حمایت از موارد خطرناک به دقت دستگاههای آلوده را مدیریت کرد.
a hazmat warning sign indicated a potential danger.
یک نشانه هشدار حمایت از موارد خطرناک یک خطر محتمل را نشان میداد.
the hazmat crew was trained to deal with various emergencies.
تیم حمایت از موارد خطرناک آموزش دیدهاند تا با موارد اضطراری مختلف کنار بیایند.
hazmat regulations are in place to ensure worker safety.
قوانین حمایت از موارد خطرناک به منظور تضمین ایمنی کارگران وجود دارد.
the hazmat team used specialized equipment to contain the spill.
تیم حمایت از موارد خطرناک از تجهیزات ویژه برای کنترل نشت استفاده کرد.
hazmat procedures are crucial for minimizing risk.
فرایندهای حمایت از موارد خطرناک برای کاهش خطر حیاتی است.
the hazmat incident required immediate evacuation of the area.
این حادثه حمایت از موارد خطرناک نیاز به تخلیه فوری منطقه را داشت.
hazmat disposal is strictly regulated to protect the environment.
تخلیص مواد حمایت از موارد خطرناک به صورت سختگیرانه تنظیم شده است تا محیط زیست را حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید