firehose of information
دستهای از اطلاعات
the firehose
دسته آب
data firehose
دسته داده
firehose approach
رویکرد دستهای
firehose training
آموزش دستهای
firehose method
روش دستهای
turn on firehoses
دستههای آب را روشن کن
firehose effect
اثر دستهای
industrial firehoses
دستههای آب صنعتی
firehose strategy
استراتژی دستهای
firefighters struggled to control the blaze with high-pressure firehoses.
مأموران آتش نشانی با سیستم شلیک آب فشار بالا سعی در کنترل آتش کردند.
the safety inspector examined the firehoses for signs of wear and tear.
معاینه کننده ایمنی نشانههای ساییدگی و فرسودگی لولههای آب را بررسی کرد.
demonstrators were dispersed by police using water cannons and firehoses.
شاغولگران با استفاده از تورنادو آب و لولههای آب پراکنده شدند.
we need to replace the aging firehoses in the building's safety system.
لازم است لولههای آب فرسوده در سیستم ایمنی ساختمان جایگزین شوند.
the crew connected the firehoses to the nearest hydrant immediately.
تیم لولههای آب را فورا به شیر آب نزدیک متصل کرد.
powerful firehoses sprayed water onto the burning ship's hull.
لولههای آب قدرتمند آب را روی بدنه کشتی در حال سوختن پاشیدند.
training exercises included unrolling and coupling firehoses quickly.
تمرینات آموزشی شامل باز کردن و متصل کردن سریع لولههای آب بود.
the industrial plant requires durable firehoses for emergency responses.
کارخانه صنعتی نیاز به لولههای آب مقاوم برای پاسخ به اضطرابات دارد.
leaking firehoses caused a significant drop in water pressure.
لولههای آب نشتی باعث کاهش قابل توجهی در فشار آب شدند.
he was knocked off his feet by the recoil of the firehoses.
او به دلیل بازگشت لولههای آب از پایش پرت شد.
the warehouse was equipped with reels of firehoses on every floor.
انبار با چرخهای لولههای آب در هر طبقه تجهیز شده بود.
intense heat forced the team to aim their firehoses from a distance.
گرمای شدید تیم را مجبور کرد تا لولههای آب را از فاصله هدایت کنند.
firehose of information
دستهای از اطلاعات
the firehose
دسته آب
data firehose
دسته داده
firehose approach
رویکرد دستهای
firehose training
آموزش دستهای
firehose method
روش دستهای
turn on firehoses
دستههای آب را روشن کن
firehose effect
اثر دستهای
industrial firehoses
دستههای آب صنعتی
firehose strategy
استراتژی دستهای
firefighters struggled to control the blaze with high-pressure firehoses.
مأموران آتش نشانی با سیستم شلیک آب فشار بالا سعی در کنترل آتش کردند.
the safety inspector examined the firehoses for signs of wear and tear.
معاینه کننده ایمنی نشانههای ساییدگی و فرسودگی لولههای آب را بررسی کرد.
demonstrators were dispersed by police using water cannons and firehoses.
شاغولگران با استفاده از تورنادو آب و لولههای آب پراکنده شدند.
we need to replace the aging firehoses in the building's safety system.
لازم است لولههای آب فرسوده در سیستم ایمنی ساختمان جایگزین شوند.
the crew connected the firehoses to the nearest hydrant immediately.
تیم لولههای آب را فورا به شیر آب نزدیک متصل کرد.
powerful firehoses sprayed water onto the burning ship's hull.
لولههای آب قدرتمند آب را روی بدنه کشتی در حال سوختن پاشیدند.
training exercises included unrolling and coupling firehoses quickly.
تمرینات آموزشی شامل باز کردن و متصل کردن سریع لولههای آب بود.
the industrial plant requires durable firehoses for emergency responses.
کارخانه صنعتی نیاز به لولههای آب مقاوم برای پاسخ به اضطرابات دارد.
leaking firehoses caused a significant drop in water pressure.
لولههای آب نشتی باعث کاهش قابل توجهی در فشار آب شدند.
he was knocked off his feet by the recoil of the firehoses.
او به دلیل بازگشت لولههای آب از پایش پرت شد.
the warehouse was equipped with reels of firehoses on every floor.
انبار با چرخهای لولههای آب در هر طبقه تجهیز شده بود.
intense heat forced the team to aim their firehoses from a distance.
گرمای شدید تیم را مجبور کرد تا لولههای آب را از فاصله هدایت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید