firehouse dog
سگ آتشنشانی
firehouse kitchen
آشپزخانه ایستگاه آتشنشانی
firehouse pole
سرسره آتشنشانی
firehouse party
جشن در ایستگاه آتشنشانی
firehouse visit
بازدید از ایستگاه آتشنشانی
firehouse training
آموزش در ایستگاه آتشنشانی
firehouse equipment
تجهیزات ایستگاه آتشنشانی
firehouse staff
پرسنل ایستگاه آتشنشانی
firehouse fundraiser
جذب کمکهای مالی ایستگاه آتشنشانی
firehouse community
جامعه ایستگاه آتشنشانی
the firehouse is always busy during the summer months.
در طول ماههای تابستان، ایستگاه آتشنشانی همیشه شلوغ است.
we visited the firehouse to learn about fire safety.
ما از ایستگاه آتشنشانی بازدید کردیم تا در مورد ایمنی آتشسوزی اطلاعات کسب کنیم.
the firehouse has several fire trucks ready for emergencies.
ایستگاه آتشنشانی چندین دستگاه آتشنشانی آماده برای شرایط اضطراری دارد.
children often enjoy tours of the local firehouse.
کودکان اغلب از تورهای محلی ایستگاه آتشنشانی لذت میبرند.
the firehouse hosts community events throughout the year.
ایستگاه آتشنشانی در طول سال میزبان رویدادهای مختلف است.
firefighters at the firehouse train regularly for emergencies.
آتشنشانان در ایستگاه آتشنشانی به طور منظم برای شرایط اضطراری آموزش میبینند.
there is a firehouse near my house that i often pass by.
یک ایستگاه آتشنشانی نزدیک خانه من وجود دارد که اغلب از آن عبور میکنم.
the firehouse provides important services to the community.
ایستگاه آتشنشانی خدمات مهمی به جامعه ارائه میدهد.
during the open house, we learned about the firehouse's history.
در طول بازدید آزاد، در مورد تاریخچه ایستگاه آتشنشانی اطلاعات کسب کردیم.
volunteers often help out at the firehouse during events.
داوطلبان اغلب در طول رویدادها به ایستگاه آتشنشانی کمک میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید